بررسی واژه‏‌شناختی دو واژۀ «ماده» و «مادّه» از فارسی عامیانه تا اوستایی

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی (بازنشسته)/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مدرس پیشین دانشگاه ملی استرالیا

چکیده

مقالۀ حاضر با رویکردی واژه‌شناختی به بررسی واژه‌های «ماده» و «مادّه» می‌پردازد که از دیدگاه ساختواژی[1] تقریباً همانند، اما ازنظر معنایی، و در عرصۀ واژگانی[2] کاملاً متفاوت‌اند: « ماده دربرابرِ نر» و «مادّه، به‌معنیِ اصل هرچیز، مایه؛ در فلسفه: ماده دربرابرِ صورت». نخستین را همه واژه‌ای با اصل فارسی می‌دانند، و دومین را عربی می‌پندارند. با بررسی دقیقِ این دو واژه از دیدگاه زبان‌شناسی تاریخی، و با ارائۀ نمونه‌هایی قانع‌کننده از متون موجودِ زبان‌های ایرانیِ کهن و ایرانیِ میانه، و نیز فارسی، نگارنده ابتدا به اثبات می‌رساند که هردو واژه از ریشۀ ایرانیِ آغازین‌اند، و سپس حدس نزدیک به یقینِ خود را درموردِ معرّب‌شدنِ «ماده= «مادّۃ» با خوانندگان در میان می‌گذارد که: گزارندگان متون فلسفیِ یونانی به زبان عربی، نخست در برخورد با اصطلاح یونانیِ“hyle”، آن را به‌صورتِ «هیولی» بر‌گردانده، سپس با استفاده از ترجمه‌های عربی از متونِ پارسیِ میانه، واژۀ m’tk’[mādag] (=ماده، مایه، اصل) را که در فارسی نو (زبان گفتاریِ معاصرشان) به‌صورتِ «مادَه» (با های غیرملفوظ) تلفظ می‌شده است، با افزودن تشدید، جامۀ عربی پوشانده و حتی معرب نیز نشمرده‌اند؛ بی آنکه غیرقرآنی[3] بودن (افنان، 1964: 15) و نبود پیشینه‌ای از آن در زبان عربیِ پیش از اسلام را درنظر گیرند. این واژۀ معرّب با ظرایفِ معناشناختیِ متفاوت، و با جمع عربیِ «مواد» به زبان فارسی بازگشته و به غنای پیکرۀ زبان و ادبیات فارسی افزوده است.
 
[1]. morphological
[2]. lexical
[3]. non-Qur’anic

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A linguistic study on the words māde[h] (=female), and "مادّه" mādde[h] (=matter, substance, essence) from colloquial Persian to the Avestan

نویسنده [English]

  • Omid Behbahani
Institute for Humanities and Cultural Studies
چکیده [English]

This essay focuses on two words used in New Persian with almost the same morphology, but quite different meanings:"ماده" māde(h)(=female), and "مادّه" mādde(h) (=matter, substance, essence). The former is considered to be of the Persian origin while the latter of the Arabic. By studying these words from the historical linguistic aspect and quoting evidence from the accessible texts in Old and the Middle Iranian (including texts from the holy book of Avesta, Manichaean Middle Persian, and Sogdian texts) , as well as instances in the New Persian, from early stages of the forming of the Persian language, and earliest translation of the holy Qoran) the author first proves that the words are both originally Persian, and then suggests that Mādde(h) (=matter, substance, essence; producer), as an equivalent of the philosophical Greek term: “Hyle”, has been borrowed and Arabicized, presumably by the translators of the Middle Persian philosophical texts, during the translation movement started from mid-eight Century CE. This movement, as a result of the need for exploiting the priceless cultural spoils of the subjugated countries, motivated the Arab caliphs to support it, and many books were translated mainly from the Hellenistic scholars into Arabic. Subsequently these Arabic translations were studied by Persian scholars and writers, and rendered into Persian. Thus, the Arabicized: "مادّۃ" and its plural form "مواد", had a return to the Persian with different semantic nuances and enriched the corpus of Persian language and literature.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Philology
  • Arabicized word
  • ancient Iranian religious texts
  • Interpretation
آبادیان، راضیه (1397). «در باب چند اصطلاح موسیقایی در دیوان منوچهری». پژوهش‏های ایرانشناسی. س8، ش1، 16-1.
آموزگار، ژاله و احمد تفضلی (1372). اسطورۀ زندگی زردشت. تهران: نشر چشمه.
ابوعلی سینا (1383). دانشنامۀ علائی. به‏تصحیح دکتر محمد معین، همدان: انتشارات دانشگاه بوعلی سینا؛ تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
اسدی طوسی (1354). گرشاسب‏نامه. به‏تصحیح حبیب یغمایی، تهران: طهوری.
انوری، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن. تهران: سخن.
پورداوود، ابراهیم (2537). ویسپرد. به‏کوشش بهرام فره‏وشی، چ.2، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
تفضلی، احمد (1376). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به‏کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن.
جرجانی، اسماعیل (1380). ذخیرۀ خوارزمشاهی. به‏تصحیح دکتر محمدرضا محرری، تهران: انتشارات فرهنگستان علوم پزشکی.
جوینی، عطاملک بن محمد (1911). تاریخ جهانگشا. به‏تصحیح عبدالوهاب قزوینی. لیدن: بریل.
دهخدا، علی‏اکبر (1377). لغت‏نامه. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
رواقی، علی (1383). تفسیر قرآن پاک. به‏کوشش و با تعلیقات علی رواقی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی/ سمت.
فرخیِ سیستانی (1335). دیوان فرخی سیستانی. به‏تصحیح دکتر محمد دبیرسیاقی، تهران: اقبال.
فردوسی (1386). شاهنامۀ فردوسی. تصحیح جلال خالقی مطلق، تهران: خوارزمی.
قریب، بدرالزمان (1377). فرهنگ سغدی. تهران: فرهنگان.
گرگانی، فخرالدین اسعد (1349 )، ویس و رامین، به‏تصحیح ماگالی تودوا و الکساندر گواخاریا، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
منوچهری دامغانی (1390). دیوان منوچهری دامغانی. به‏کوشش سیدمحمد دبیرسیاقی، تهران: زوار.