<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان و زبان‌شناسی</title>
    <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>زبان و زبان‌شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جنگ شناختی کنار جنگ تقشی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10742.html</link>
      <description>جنگ به عنوان یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های اجتماعی، همواره با ایدئولوژی و قدرت در هم تنیده بوده است. در این میان، زبان به عنوان ابزاری قدرتمند، نقش محوری در شکل‌دهی به درک عمومی از جنگ، توجیه اقدامات نظامی و تثبیت یا تغییر روابط قدرت ایفا می‌کند. تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان چارچوبی تحلیلی، به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه گفتمان‌های سیاسی و رسانه‌ای، ایدئولوژی‌ها را می‌سازند، بازتولید می‌کنند یا به چالش می‌کشند. رویکرد شناختی در این تحلیل، بر مکانیسم‌های ذهنی مانند قالب‌بندی، استعاره‌ها و فعال‌سازی طرح‌واره‌ها تأکید می‌کند که از طریق آن‌ها زبان بر تفکر و ادراک ما از جنگ تأثیر می‌گذارد. همچنین، رویکرد نقشی به بررسی کارکردهای اجتماعی گفتمان، از جمله مشروع‌سازی خشونت، غیرانسانی‌سازی دشمن و بسیج افکار عمومی می‌پردازد. این مطالعه با تمرکز بر گفتمان‌های جنگی نشان می‌دهد که چگونه قدرت از طریق زبان اعمال می‌شود و چگونه ایدئولوژی‌ها در خدمت توجیه جنگ و حفظ نظم موجود قرار می‌گیرند. زبان موتورمحرک ایدئولوژی جنگ است. ویژگی‌های ایدئولوژی جنگ &amp;amp;mdash;از جمله فراگیری آن، قدرت آن، نامرئی بودن و طبیعی‌بودن آن، و روش‌های تداوم و تغییر آن&amp;amp;mdash;همگی از وابستگی آن به زبان نشأت می‌گیرند. در عین حال، این تحلیل به پیامدهای اخلاقی گفتمان جنگ توجه کرده و ضرورت آگاهی انتقادی از نقش زبان در شکل‌دهی به درک عمومی و رفتارهای اجتماعی را برجسته می‌سازد. در نهایت، این پژوهش برای درک عمیق‌تر از رابطه بین جنگ، ایدئولوژی و قدرت کارآمدی هر دو رویکرد را در بازنمایی فدرت های سلطه در ایجاد و توجیه جنگ مقایسه می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای خردساختار دو فرهنگ زبان‌آموز تک‌زبانۀ فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10743.html</link>
      <description>هدف از مطالعۀ حاضر بررسی و مقایسۀ کیفیت و کارآیی خردساختار دو فرهنگ زبان‌آموز تک‌زبانه، یعنی فرهنگ زبان‌آموز پیشرفتۀ فارسی و فرهنگ زبان‌آموز مقدماتی، است. بدین منظور سی و نه سرواژه به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس شیوۀ ارائه اطلاعات املایی، تلفظی، دستوری، صرفی، کاربردی و معنایی برای این سی و نه سرواژه در هر یک از دو فرهنگ مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. این ارزیابی براساس ویژگی‌هایی انجام شد که با مطالعۀ پیشینۀ تحقیقات برای ارزیابی فرهنگ‌های زبان‌آموز به دست آمده است. نتایج به ‌دست آمده نشان می‌دهند که، به طور کلی، خردساختار فرهنگ زبان‌آموز پیشرفتۀ فارسی بیشتر بر ارائۀ اطلاعاتی مثل حوزۀ تخصصی و بسامد کاربردی، تفکیک معنایی، هم‌آیندها و عبارات اصطلاحی و ارائۀ تصاویری متمرکز است که در کاربرد صحیح و روزمرۀ سرواژه‌ها به کاربر کمک می‌کنند. این در حالی است که در خردساختار فرهنگ زبان‌آموز مقدماتی بیشترین تمرکز بر ارائۀ تعاریف نظام‌مند، اشاره بر روابط واژگانی و تکمیل آن به کمک مثال‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول فرهنگ‌نویسی و زبان‌شناسی در تدوین واژه‌نامه‌های گویشی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10744.html</link>
      <description>واژه‌نامه‌های گویشی، که فرهنگ، واژگان یا گنج‌واژة گویشی نیز نامیده می‌شوند، فهرستی از واژه‌های یک گویش یا زبان همراه با مجموعه‌ای از اطلاعات آوایی، واژگانی، دستوری و معنایی‌اند. به عبارت دیگر، مدخل‌های این واژه‌نامه‌ها را واژه‌هایی که گروهی از مردم، اهل یک حرفه‌ یا متخصصان یک حوزه علمی خاص به کار می‌برند تشکیل می‌دهند. با توجه به تعداد و تنوع بسیار پژوهش‌هایی که در ایران دربارة زبان‌های محلی و گویش‌ها صورت می‌گیرد، بررسی نقش انواع اطلاعات علمی و رعایت اصول فرهنگ‌نویسی در تدوین این گونه واژه‌نامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. ازاین‌رو در این مقاله، سعی بر آن است تا با استفاده از آرای فرهنگ‌نویسانی مانند اسونسن (2009) و همچنین با تکیه بر پژوهش‌های حاصل از تألیف واژه‌نامه‌های گویشی و بررسی پژوهش‌های مشابه، به انواع اطلاعات موردنیاز در این‌گونه آثار اشاره شود. به بیان دیگر، هدف این تحقیق بررسی فرهنگ‌های گویشیِ منتشرشده در ایران از منظر رعایت اصول فرهنگ‌نگاشتی و ارائة پیشنهاد برای چگونگی تدوین آنهاست. به همین سبب، پس از بررسی نمونه‌های گویشی در فرهنگ‌های متفاوت و تحلیل داده‌ها، نتایج زیر به دست آمد: پژوهش‌های گویشی در این زمینه با روش منسجم، یکدست و استاندارد انجام نمی‌شوند. همچنین با توجه به اینکه علاوه بر زبان‌شناسان، علاقه‌مندان به فرهنگ و زبان مانند متخصصان انسان‌شناسی، ادبیات، جامعه‌شناسی و غیره نیز به تألیف آثار گویشی می‌پردازند به منظور دقیق‌تر و علمی‌تر شدن چنین پژوهش‌هایی ضروری است اصول و مفاهیم فرهنگ‌نویسی و زبان‌شناسی در تدوین این گونه آثار به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم در فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه: پردازش واحدهای واژگانی تخصصی در فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10745.html</link>
      <description>موضوع این پژوهش تحلیل واحدهای واژگانی تخصصی یا تخصصی‌شده در فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه است. معیار‌های درج مدخل‌های علمی در فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه چیست؟ اصطلاحات چگونه در فرهنگ‌های عمومی پردازش می‌شوند؟ چه حوزه‌هایی تخصصی محسوب می‌شوند؟ چه واحدهای تخصصی‌ای از هر حوزه در فرهنگ‌های عمومی درج می‌شوند؟ برش‌های معنایی مدخل‌های تخصصی یا تخصصی‌شده چگونه بازنمایی می‌شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها برخی از جنبه‌های نظری فرهنگ‌نگاری را برجسته می‌کند و پبچیدگی تمایز آن را با علم اصطلاح‌شناسی آشکار می‌سازد. جایگاه نوواژه‌‌ها در زبان علم و حرکت مستمر واحدهای واژگانی از زبان تخصصی به زبان عمومی و تخصصی‌شدگی واحدهای عمومی‌، مفاهیمی نظیر چرخش واژگانی و چرخش معنایی را در حوزۀ فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه و دوزبانه مطرح می‌‌کند. فرهنگ‌های لغت نمود فضای همزمانی گویشوران هر زبان محسوب می‌شوند. واحدهای واژگانی علمی و تخصصی نیز از حوزه‌های خود دچار تراوایی واژگانی‌‌ـ‌مفهومی می‌شوند و با درج در فرهنگ‌های یک‌زبانه و دوزبانه مسیر بومی‌شدگی خود را سیر می‌کنند. برخی از آنها قرضی باقی می‌مانند و با تغییرات آوایی یا ساختواژی تبار زبان مقصد را می‌پذیرند، و برخی نیز در گذر زمان و تحولات اجتماعی و تاریخی از فرهنگ‌های لغت حذف می‌شوند. مهم‌ترین مسئله در این میان سیر چرخش طبیعی این واحدهای واژگانی در فرهنگ‌های عمومی یک‌زبانه و تغییرات زبانی‌ـمفهومی‌ای است که با درج آنها در این فرهنگ‌ها اتفاق می‌افتد. پژوهش حاضر در فرهنگ‌های عمومی یکزبانۀ فارسی تحلیل می‌شود، اما در مواردی مدخل‌های متناظر انگلیسی و فرانسوی نیز برای بررسی‌های عمیق‌تر ذکر می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت قیدفعل در زبان فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10746.html</link>
      <description>در این مقاله به ساخت قیدفعل در زبان فارسی پرداخته‌ایم که چندان مورد توجه پژوهشگران پسشین قرار نگرفته است. بنابه تعریف ساخت قیدگون یک بند فعلی تنزل‌یافته است که فعل آن بی‌زمان است و فعل، بند یا جمله‌ای را تعریف می‌کند. زبان فارسی از پنج راهکار برای ساختن این ساخت استفاده می‌کند: مصدر، اسم مصدر، پسوند &amp;amp;laquo;-e&amp;amp;raquo; پس از بن ماضی، پسوند &amp;amp;laquo;-ān&amp;amp;raquo; پس از بن مضارع، و دوگان‌سازی. همچنین نشان داده‌ایم چرا ساخت قیدفعل یک بند وابسته است و ویژگیهای بندهای وابسته و تمایز آنها را با بند همپایه مشخص کرده ایم. در ادامۀ مقاله به تمایز این ساخت با ساخت‌های مشابه، بند تشریحی و بند هم‌وابسته، پرداخته‌ایم. بند تشریحی یک بند دواسنادی است و بند وابسته نیست. همچنین بند هم وابسته بین بند همپایه و بند وابسته قرار می گیرد. این مقاله بر اساس یافته‌های رده‌شناختی و مقولات بین زبانی، تقسیم‌بندی تازه‌ای از بندهای وابسته در فارسی ارائه کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تولید معنای &amp;laquo;داشتن&amp;raquo; در قصّه‌های عامیانۀ کوتاه ایرانی انجوی شیرازی بر پایۀ نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت‌های کلاسیک</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10747.html</link>
      <description>در قصّه‌های عامیانۀ کوتاه ایرانی، همانند سایر روایت‌های کلاسیک جهان، روایت حول محور معنای داشتن شکل گرفته‌اند و شخصیت‌ها در این قصّه‌ها زمانی سوژه می‌شوند که داشتن چیزی برای آن‌ها بااهمیت شود و برای دستیابی به آن چیز فرایندی کنشی را آغاز کنند. بنابراین به اندازه تمام سوژه‌ها در این قصّه‌ها، روایت وجود دارد که در همۀ آن‌ها، سوژه‌ها در پی تولید معنای داشتن هستند؛ اما در اینجا این مسئله مطرح می‌شود که سوژه‌ها در قصّه‌های عامیانه کوتاه ایرانی باتوجه به نقش و جایگاه فرعی یا کانونیشان در روایت، تا چه اندازه در تولید معنای داشتن موفق بوده‌اند. به همین سبب در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیل و آماری، با تکیه بر دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت‌های کلاسیک است که از زیرشاخه‌های معنی‌شناسی در علم زبان‌شناسی است، کوشش شده‌است که در 201 قصّۀ عامیانۀ کوتاه ایرانی اصیل که قصّه‌هایی رایج در سراسر ایران بوده‌اند و سیدابوالقاسم انجوی شیرازی آن‌ها را در مجموعۀ چهار جلدی- شامل: عروسک و سنگ صبور، دختر نارنج و ترنج، گل با صنوبر چه کرد و گل بومادران- به شکلی علمی گردآوری کرده است، نتیجۀ فرایند کنشی 661 سوژه برای تولید معنای داشتن واکاوی شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نتیجۀ فرایند کنشی سوژه‌های در این قصّه‌ها که در پنج طبقۀ عادی، متوسط، خاص، افسانه‌ای و اسطوره‌ای و دو جایگاه کانونی و فرعی قرار می‌گیرند، در قالب سه بازخورد تولید معنای داشتن، تعمیر و تثبیت معنای داشتن، تخریب و مرگ معنای داشتن نمود یافته است که در میان آن‌ها تولید معنای داشتن و تعمیر و تثبیت معنای داشتن به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی را در میان این سوژه‌ها داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمانی آگهی‌های درگذشت در روزنامه‌های ایران از دیدگاه جامعه‌شناسی زبان</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10467.html</link>
      <description>پژوهش حاضر تلاشی است در راستای تحلیل گفتمانی آگهی‌های درگذشت منتشر شده در روزنامه‌های ایران. صرف نظر از تفاوت‌های خرده‌فرهنگی، تنوع مذهبی و تفاوت‌های اعتقادی، ایرانیان به‌طور سنتی توجه ویژه‌ای به متوفیان و مراسم تدفین خود داشته‌اند. آگهی های ترحیم همیشه جزء لاینفک مراسم پرسه و تشییع جنازه بوده است و معمولاً برای اعلام خبر فوت عزیزان متوفی از طریق مطبوعات و رسانه های دیگر، به منظور انتشار اخبار تقریباً به همه بستگان و دوستان و سپس انجام اقدامات مربوط به تشییع و تدفین استفاده می شود. برای انجام این پژوهش، پس از بررسی کامل ادبیات پژوهشی مربوطه، پنجاه آگهی درگذشت در سه روزنامه معروف ایران (همشهری، کیهان و اطلاعات) در دو هفته متوالی در مرداد ۱۴۰۳ انتخاب شد. معیار تحلیل گفتمان بر اساس رویکرد تحلیلی ویشنفسکی (۲۰۰۶) بود و ویژگی های مختلف گفتمان همراه با تحلیل های لغوی، نحوی، معنایی و سبکی مورد توجه قرار گرفت. نتایج نشان داد که آگهی‌های درگذشت در روزنامه‌های ایران از تنوع نحوی، هماهنگی واج‌شناختی و زبان موزون برخوردار است که چاشنی ادبیات فارسی و باورهای دینی را نیز به آن اضافه می‌کند.همچنین به واسطه تحلیل آگهی های درگذشت منتشر شده و چاپی، ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و سایر ویژگی های فردی متوفی قابل تشخیص است. این گفتمان که بیانگر ارتباط دقیق طراحی‌شده بین آگهی دهندگان و مخاطبان است، از راه‌های مستقیم و غیرمستقیم برای تبادل اطلاعات فراوان در تعداد کلمات تقریباً محدود، فضای محدود و به شیوه‌ای خواننده پسند و با بهره جستن از زبانی ساده استفاده می‌کند. یافته‌های پژوهش حاضر می‌تواند در مطالعات میان فرهنگی، پژوهش تحلیل گفتمان، و بررسی‌های زبان‌شناختی به‌طور کلی و مطالعات فرهنگ ایرانی تدفین، مراسم و ترحیم به‌طور خاص مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انواع تعریف: طبقه‌بندی کارکردی-سبکی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10748.html</link>
      <description>تعریف، عنصری بنیادین در شناخت ما از جهان است که از دیرباز مورد توجه متخصصان رشته‌های مختلف بوده است. با توجه به نقش محوری تعریف در زبان و ارتباطات، بررسی و طبقه‌بندی انواع مختلف آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با وجود مطالعات متعدد، به نظر می‌رسد تاکنون طبقه‌بندی جامع و یکپارچه‌ای از انواع تعریف ارائه نشده است. هدف اصلی این پژوهش، ارائۀ طبقه‌بندی نسبتاً جامع و نظام‌مندی از انواع تعریف است که بتواند به تنوع آراء در این حوزه پاسخ دهد. همچنین، این پژوهش به معرفی و بررسی انواع ناکارآمد تعاریف و طبقه‌بندی آن‌ها می‌پردازد. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از روش‌های کتابخانه‌ای و توصیفی انجام شده و نمونه‌های متنوعی از تعاریف از منابع مختلف گردآوری و تحلیل شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شاخصه‌های اصلی در طبقه‌بندی‌های موجود از انواع تعریف عموماً تابع دو رویکرد کارکرد و سبک تعریف هستند، اما تمام وجوه این رویکردها را مطرح نکرده اند. بر این اساس، طبقه‌بندی کارکردی-سبکی به‌عنوان چارچوبی مفهومی معرفی می‌شود. این پژوهش می‌تواند مسیر را برای درک بهتر مفهوم تعریف و انواع آن هموار کند و به عنوان ابزاری مفید برای فرهنگ‌نگاران و متخصصان حوزه‌های مختلف دانش سودمند باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بیان مالکیت در زبان پشتو</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10749.html</link>
      <description>انسان از بدو تولد با مفهوم مالکیت آشنایی دارد؛ زیرا همة مکان‌ها و چیزهایی را که به او تعلق دارد، می‌شناسد. بر این اساس، مفهوم مالکیت در تمامی زبان‌های دنیا رمزگذاری می‌شود. دو مفهوم در مالکیت دخیل‌اند که مالک و مملوک نام دارند و رابطة بین این دو، مالکیت نام دارد. مالکیت به دو گروه اصلی اسمی و محمولی تقسیم می‌شود و انواع متفاوتی شامل مالکیت کنش، مکانی، همراهی، اضافی، هدف، منبع، مبتدائی و برابری دارد. در پژوهش حاضر، بیان مالکیت در زبان پشتو مورد مطالعه قرار گرفته است. تا کنون، مقولۀ مالکیت زبانی، در زبان پشتو از منظر علم زبان‌شناسی مورد مطالعه قرار نگرفته و تنها اشاراتی به‌صورت توصیفی به آن شده است. امروز، مطالعۀ زبان از دیدگاه شناختی در مرکز توجه پژوهشگران حوزۀ زبان قرار دارد؛ بنابراین، در این پژوهش بر آنیم تا برای اولین‌بار رمزگذاری مالکیت را در زبان پشتو، بر اساس پیکرۀ زبانی جمع‌آوری‌شده، در چارچوب زبان‌شناسی شناختی مطالعه کنیم. در این راستا، طرح‌واره‌های بیان مالکیت در زبان پشتو معرفی و بسامد وقوع آن‌ها به دست داده خواهد شد. پیکرة پژوهش از سه کتاب پرفروش پشتو و دو فیلم سینمایی استخراج شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در زبان پشتو، بسامد استفاده از مالکیت اسمی بیشتر از مالکیت محمولی است و این امر در مورد بسامد وقوع انواع مالکیت نیز تأیید می‌شود. در انواع مالکیت نیز بسامد وقوع مالکیت اضافی و اتصالی بیش از سایر مالکیت‌هاست و این دو نوع از مالکیت نیز به شیوة اسمی رمزگذاری می‌شوند. علاوه بر این، در زبان پشتو برای بیان مالکیت از طرح‌وارة برابری استفاده نمی‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحولات چند واژۀ ثبت‌نشده در فرهنگ‌های فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10750.html</link>
      <description>با مطالعة دقیق بخش‌هایی از آثار گذشتگان درمی‌یابیم که بسیاری از واژه‌های زبان فارسی، طی سده‌های گذشته، دستخوش تحولاتی بوده و به‌گونه‌ای تغییر یافته‌ که به لغت دیگری شباهت پیدا کرده‌ و از چشم محققان پنهان مانده است. این نوشتار به بیان و توضیح تعدادی از لغات تفسیر سورآبادی (از نسخۀ قونیه) می‌پردازد که مشمول تحولات آوایی شده و از نظر تلفظ و شکل ظاهری به کلمة دیگری شباهت پیدا کرده، و درنتیجه در فرهنگ‌های موجود فارسی ضبط نشده است. تفسیر سورآبادی نوشتۀ ابوبکر عتیق نیشابوری درحدود470 تا 480 ق تالیف شده و حاوی تعداد زیادی لغات و ترکیبات کهن و نیز واژه‌های تحول‌یافتۀ زبان فارسی است‌ که بعضی از آنها در دیگر آثار منظوم و منثور فارسی دیده نمی‌شوند و از این نظر، این کتاب یکی از ارزشمندترین آثار در پژوهش‌های زبان‌شناسی و واژه‌شناسی است. نمونه‌هایی از واژه‌های مورد نظر در این نوشتار عبارتند از: آز، اسخون، اشکیپا، بترد، خوش، نیگریستن، وای ... . در این مقاله هرکدام از این لغات ذیل فرآیند آوایی خاص خود دسته‌بندی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیکره بنیاد نگرش ها نسبت به کووید-19</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10751.html</link>
      <description>این مطالعه به بررسی تاثیر کووید-19 بر نگرش مردم و زبان نوشتار در رسانه های برخط و چاپی می پردازد. در این تحقیق، با استفاده از یک رویکرد مبتنی بر پیکره، داده های پیکره کرونا ویروس در بازه ی زمانی مارس تا نوامبر 2020، تجزیه و تحلیل گردید. برای شناسایی و بررسی با همنشین های کووید-19 و فراوانی آنها در دو دوره زمانی مختلف، یک نرم افزار تجزیه و تحلیل پایگاه داده به نام اسکچ انجین مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که باهمنشین های کووید-19 را می توان در قالب های معنایی مانند علمی، اجتماعی، عمل گرایانه، اقتصادی و سیاسی طبقه بندی کرد. یافته ها همچنین نشانگر این بود که گفتمان کووید-19 همزمان با بازتاب نگرش و دیدگاه های مختلف نسبت به همه‌گیری کووید-19 در طول زمان تغییر می کند. همچنین کووید-19 ضمن تاثیر فزاینده بر نگرش و دیدگاههای مردم و زبان نوشتار، مسئولیت‌های اجتماعی آنها را برجسته‌تر می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام ارجاعات در فرهنگ‌نویسی یک‌زبانة ‌عمومی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10752.html</link>
      <description>ارجاع از ابزارهای اساسی در فرهنگ‌نویسی است که بین واحدهای واژگانی مرتبط که به دلیل نظام الفبایی در بخش‌های مختلف فرهنگ قرار گرفته‌اند، ارتباط برقرار می‌کند. ارجاع کارکردهای مهم و انکارناپذیری دارد: صرفه‌جویی در حجم و فضا؛ پرهیز از حشو، زیاده‌گویی و تکرار اطلاعات؛ تکمیل اطلاعات؛ ایجاد شبکة معنایی و ساختواژی بین واحدهای واژگانی مرتبط؛ جلوگیری از به هدر رفتن اطلاعات؛ هدایت مسیرهای جست‌وجو و آموزش زبان. به‌وسیلۀ ارجاعات، فرهنگ به شبکه‌ای واحد، منسجم و پردازش‌پذیر‌ تبدیل می‌شود که در آن مدخل‌ها با یکدیگر در ارتباط‌اند. در این مقاله پس از مروری بر مبانی نظری ارجاع، دو فرهنگ فارسی یک‌زبانه متعلق به نیمة دوم قرن بیستم؛ لغت‌نامة دهخدا (نسخة برخط) و فرهنگ بزرگ سخن (نسخة ‌چاپی) در فارسی؛ همچنین فرهنگ انگلیسی آکسفورد (نسخة برخط در دسترس) در انگلیسی و فرهنگ فرانسة روبر (نسخة برخط در دسترس) در فرانسوی بررسی و به صورت تطبیقی تحلیل شده‌‌اند. فرهنگ فارسی عمید و فرهنگ فارسی معین فقط به صورت کلی مرور شده‌اند. گاه از فرهنگ جامع زبان فارسی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز استفاده شده است. شیوة ‌انتخاب داده‌ها تصادفی بوده است. مقایسة فرهنگ‌های برخط فرانسوی و انگلیسی با فرهنگ‌های فارسی نشان می‌دهد که فرهنگ های فارسی باوجودِ غنای ادبی و تاریخی، در زمینة ارجاعات معنایی، ساختواژی، کاربردی، سبکی و شبکه‌ای نظام‌مند، کاستی‌های بسیاری دارند و کاربرمحور و پردازش‌پذیر نیستند. در پایان با تکیه بر یافته‌های نوین فرهنگ‌نویسی و الگوگیری از فرهنگ‌های غربی راهکارهایی برای طراحی نظام ارجاعات در زبان فارسی پیشنهاد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیکره‌بنیاد واژة &amp;laquo;مرگ&amp;raquo; در اشعار فارسی با تکیه بر نظریة استعارة مفهومی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_10753.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی مفهوم مرگ با تکیه بر نظریة استعاره‌های مفهومی در دو آثار مثنوی و شاهنامه پرداخته است با این هدف که مشخص سازد برای عینی‌سازی مفهوم انتزاعی مرگ از چه حوزه‌هایی در مبدأ بهره برده‌اند. روش پژوهش حاضر، پیکره بنیاد از نوع توصیفی - تحلیلی است. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار واژه‌نمای Ant Conc استفاده شده است. نتایج نشان داد مولانا از تعداد ٢٤ مبدأ‌ و فردوسی نیز از تعداد ١٩ مبدأ‌ بهره جسته‌اند. طبق نتایج حاصل از مقایسة داده‌ها تعداد ٩ حوزه در میان دو آثار مشترک است. در نگرش فردوسی مرگ بیشتر یک موجود ترسناک و ویرانگر است که فضایی از نیستی و نابودی ویرانی را به همراه دارد اگرچه در اشعار مولانا مرگ گاهی خوشایند و گاهی ناخوشایند به تصویر کشیده شده که از طرفی فضایی پر از درد و وهم و از طرفی هم فضایی با رهایی، حکمت و رشد را تداعی می‌سازد؛ بنابراین، می‌توان گفت موضوع و محتوای اشعار بررسی‌شده در تصویرسازی مفاهیم و همچنین نوع نگرش شاعر به این مفاهیم تأثیرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دو شعر لری از دورۀ قاجار</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_11508.html</link>
      <description>در این مقاله دو شعر لری از دوران قاجار (یکی به گویش نهاوندی و دیگری به لری بختیاری) بررسی شده‌اند. این دو شعر در جُنگی از نامه‌های رسمی و خصوصی و عهدنامه‌های مربوط به دورۀ قاجار با شمارۀ 2415 در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می‌شوند و زمان سرودن آن‌ها به حدود 150 تا 200 سال پیش باز می‌گردد. شعر نخست با عنوان &amp;amp;laquo;غزل به زبان نهاوندی&amp;amp;raquo; را شاعری با نام شیدا در 8 بیت سروده است ودومی با عنوان &amp;amp;laquo;قصیده من علی‌اکبرخان ولد خسروخان سرلک به لسان الوار (متخلص به لُر)&amp;amp;raquo; نیز 21 بیت دارد و مصراع‌های آن روبه‌روی هم و به صورت پیوسته نوشته شده‌اند. گونه‌های نهاوندی و بختیاری بر اساس تقسیم‌بندی مک‌کینون (2011) به ترتیب به دستۀ گویش‌های لری شمالی و جنوبی تعلق دارند و تفاوت‌های صرفی و مرز‌های همگویی در آن‌ها به وضوح دیده می‌شوند. نگارندگان این مقاله تلاش کرده‌اند که ضمن معرفی این دو اثر، تا حد امکان خوانش درستی از واژه‌ها و عبارات هر دو شعر ارائه دهند و در عین حال برای خواندن برخی واژه‌ها از دیگر گونه‌های لری نیز بهره گیرند. بدیهی است که در نبود شواهد مکتوب کهن از این دو گونۀ زبانی، آوانویسی آن‌ها عمدتاً بر اساس صورت کنونی این گویش‌ها انجام شده و در مواردی صورت کهن‌تر گویش منعکس شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مهارت‌های گفتاری زبان فارسی در دانش‌آموزان دوزبانه (ترکی ـ فارسی) و تک‌زبانه دوره اول ابتدایی: یک مطالعه علّی ـ مقایسه‌ای</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_11509.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی مهارت‌های گفتاری زبان فارسی در دانش‌آموزان دوزبانه (ترکی ـ فارسی) و تک‌زبانه دوره اول ابتدایی بود. روش پژوهش از نوع علّی ـ مقایسه‌ای و جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پایه‌های اول تا سوم ابتدایی در مدارس مناطق حاشیه‌ای شهرستان قم بود. نمونه‌ای متشکل از ۶۰ دانش‌آموز (۳۰ دوزبانه و ۳۰ تک‌زبانه) به‌صورت هدفمند انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته سنجش مهارت‌های گفتاری با ۱۸ گویه و ۱۰ مؤلفه بود که روایی آن با شاخص‌های CVR و CVI و پایایی آن با آلفای کرونباخ (&amp;amp;alpha;=0.88) تأیید شد. داده‌ها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانش‌آموزان دوزبانه در تمامی مؤلفه‌های گفتاری عملکرد بهتری نسبت به همتایان تک‌زبانه خود داشتند (p&amp;amp;lt;0.01). این یافته‌ها نشان می‌دهد که تجربه دوزبانگی، به‌ویژه در بافت‌های غنی از تعامل زبانی، می‌تواند به تقویت مهارت‌های گفتاری در زبان دوم (فارسی) منجر شود. بر این اساس، تقویت آموزش دوزبانه و بهره‌گیری از راهبردهای آموزش‌های محیطی ـ زبانی در دوره ابتدایی توصیه می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
