<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان و زبان‌شناسی</title>
    <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>زبان و زبان‌شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 02 Jan 2020 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی ساختاری و معنایی صفت‌های برگرفته از نام جانوران در گویش لری بختیاری: تحلیلی در زبان‌شناسی زیست‌محیطی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_4460.html</link>
      <description>عوامل مختلفی در شکل‌گیریِ واژه‌ها در جامعۀ زبانی دخیل‌اند. محیط پیرامون گویشوران، ارتباط با طبیعت و اقلیمِ منطقۀ زندگی ازجمله این عوامل‌اند. زبان‌شناسی زیست‌محیطی یکی از گرایش‌های کاربردی جدید است که به بررسی ارتباط میان زبان و محیط طبیعی-اجتماعیِ گویشوران آن زبان می‌پردازد. ایران تنوع فراوانی در زیست‌بوم‌های طبیعی دارد؛ با توجه به ارتباط تنگاتنگ مردم ایران، به‌ویژه در گذشته با زیست‌بوم‌های پیرامونشان، انتظار می‌رود بتوان نتایج قابل‌توجهی از رهگذر مطالعۀ این تعامل‌ها به‌دست آورد. در مقالۀ حاضر ابتدا به معرفی و توصیف زبان‌شناسی زیست‌محیطی پرداخته می‌شود، سپس صفت‌های برگرفته از جانوران (به‌تفکیکِ حیوانات اهلی، حیوانات وحشی، پرندگان و حشرات) در گویش لری بختیاری مورد بررسی قرار می‌گیرند. این صفت‌های برگرفته از نام جانوران، به‌صورت استعاری برای توصیف جسم و رفتار انسان به‌کار می‌رود. داده‌های پژوهش از منابع نوشتاری و نیز منابع گفتاری از مصاحبه و ضبط گفتار روزمرۀ 4 گویشور بومی به‌دست آمد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد این واژه‌ها و معناهای استعاری‌شان در توصیف خصوصیات گوناگون افراد، نشان‌دهندۀ تأمل گویشوران در ویژگی‌ها و خلق‌و‌خوی جانوران محیط پیرامونشان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی ساخت اطلاعی درونی و بیرونی در جملات مرکب زبان فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_4495.html</link>
      <description>ساخت اطلاعی و چگونگی بازنمایی آن در انواع ساخت‌ها از جمله مباحثی است که توجه زیادی را در حوزۀ رویکردهای نقش‌گرا نسبت به بررسی زبان به خود جلب کرده است. در این جستار برآنیم که به بررسی چگونگی توزیع اطلاع ازمنظرِ مدیریت زمینۀ مشترک در جملات مرکب بپردازیم. در دستور نقش و ارجاع بندهای ناهم‌پایه به دو نوعِ ناهم‌پایۀ دختر و ناهم‌پایۀ افزودنی تقسیم می‌شود. از این رو می‌توان ساخت اطلاعیِ بیرونی را شامل ساخت اطلاعی در کل بندِ ناهم‌پایه و ساخت اطلاعیِ درونی را مشتمل بر ساخت اطلاعیِ بند درونه محسوب کرد. در این پژوهش براساسِ پارامترهای مذکور [ساخت‌های ناهم‌پایۀ دختر دربرابر ناهم‌پایۀ افزودنی و ساخت اطلاعیِ بیرونی در برابر ساخت اطلاعیِ درونی] به بررسیِ چگونگیِ توزیعِ اطلاع در جملات مرکب زبان فارسی پرداختیم و به نتایجی دست یافتیم که به‌طور خلاصه به این شرح است: بندهای موصولیِ تحدیدی عموماً نمی‌توانند میزبان کانون جمله و همچنین محدودة مناسبی برای ظهور مبتداهای تقابلی باشند، چراکه درصورت وجود مقوله‌های اطلاعیِ مذکور، این بند نمی‌تواند وظیفۀ اصلی خود را که کمک به شناسایی مرجع (اسم هسته‌ای مورد توصیف) است انجام دهد. بندهای قیدی که نوعی از بندهای افزودنی هستند نمی‌توانند دارای ساخت اطلاعیِ درونی باشند یا به‌عبارتی نمی‌توان هیچ‌یک از سازه‌های درونیِ آنها را مورد سؤال قرار داد. تنها راه سؤالی‌سازیِ این عناصر به‌طریقِ انعکاسی یا درجاست که این موضوع به‌شدت وابسته به بافت است. بندهای متممی در زبان فارسی دارای ساخت اطلاعیِ درونیِ کامل هستند و بندهای متممیِ دارای افعال شیوۀ بیان و واقعیت‌نما، در زبان فارسی به‌خصوص در زبان گفتار می‌توانند ساخت اطلاعیِ درونی داشته باشند، درصورتِ وجودِ پیش‌انگارۀ تقابلی نیز بندهای متممی دارای ساختِ اطلاعیِ درونی خواهند بود. لازم به ذکر است که تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر بر پایه داده‌های ماشینیِ خواندنی از داستان‌هایی با نثرِ نزدیک به زبان گفتار از شبکه جهانی وب صورت گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئلۀ مجهول صفتی در زبان فارسی: برپایۀ آزمونِ پردازشیِ خوانشِ خودگام</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5703.html</link>
      <description>تقسیم‌بندیِ ساخت‌های مجهول به دو گونۀ صفتی و فعلی همواره مبحثی پردامنه و مناقشه‌برانگیز در تحلیل‌های نحویِ برخی از زبان‌ها بوده است. این موضوع در زبان فارسی نیز مباحثات بسیاری را پیش کشیده و دیدگاه‌های مختلفی را برانگیخته است. از آن میان، برخی از تحلیلگران بر این باورند که این زبان مجهول فعلی ندارد و ساخت &amp;amp;laquo;اسم مفعول+ شدن&amp;amp;raquo; محمول مرکب نامفعولی، یا به‌عبارتی، مجهول صفتی به‌شمار می‌رود. در مقابل، شماری دیگر نیز توالیِ یادشده را مجهول فعلی دانسته‌اند و &amp;amp;laquo;شدن&amp;amp;raquo; را فعل کمکی تلقی کرده‌اند. در پژوهش حاضر با تکیه بر آزمونِ رفتاریِ خوانشِ خودگام، ساخت &amp;amp;laquo;اسم مفعول+ شدن&amp;amp;raquo; را با ساخت &amp;amp;laquo;اسم مفعول+ بودن (ربطی)&amp;amp;raquo;ـ که در سنت دستورنویسی جملۀ اسنادی خوانده می‌شودـ ازمنظر مدت‌زمان خوانش و درک مقایسه می‌کنیم. طبق انگاره‌های پردازش جمله و نحو کمینه‌گرا، اگر &amp;amp;laquo;اسم مفعول+ شدن&amp;amp;raquo; مجهول فعلی باشد، انتظار می‌رود که به‌دلیلِ پیچیدگیِ ساختاری و داشتن فرافکن اضافۀ مجهول، مدت‌زمان پردازش ذهنی آن به‌طور معناداری از مدت‌زمان درک محمولِ مرکبِ نامفعولی بیشتر باشد. بااین‌همه، یافته‌های پژوهش و نتایج حاصل از آزمون‌های آماری، این پیش‌بینی را تأیید نمی‌کنند و نشان می‌دهند که زمان پردازشِ دو ساخت یادشده کم‌وبیش همسان است. این سخن بدین‌معناست که توالی &amp;amp;laquo;اسم مفعول+ شدن&amp;amp;raquo; در فارسی نوعی مجهول صفتی یا همان محمول مرکب نامفعولی است و فعلِ دستوریِ &amp;amp;laquo;شدن&amp;amp;raquo; در این زبان همواره در جایگاه فعل سبک می‌نشیند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردهای معنایی و دستوریِ حرف اضافۀ «از» در زبان فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5704.html</link>
      <description>با آنکه حروف‌اضافه به طبقۀ بسته‌ای از واژه‌ها تعلق دارند، اما چندمعنا بودنِ آنها سبب می‌شود تا کارکردهای معنایی و دستوریِ آنها متنوع باشد. این پژوهش با رویکردی پیکره‌بنیاد به بررسیِ توصیفیِ کارکردهای دستوری و معناییِ حرف اضافۀ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo; در زبان فارسی پرداخته‌است. برای این منظور، &amp;amp;laquo;پیکرۀ گزاره‌های معنایی زبان فارسی&amp;amp;raquo; مورداستفاده قرار گرفته است. در این پیکره که حجمی بالغ بر سی هزار جمله دارد و روابط محمول-موضوع و افزوده‌های مختلف در آن مشخص شده است، حرف اضافۀ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo; حدود یازده‌هزار و سیصدبار بسامد وقوع دارد. بررسی‌های پیکره‌بینادِ این پژوهش نشان می‌دهد که گروه حرف اضافه‌ایِ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo;، در ساختمان درونیِ جملاتِ زبان فارسی، به‌طور کلی هفت نقش دستوریِ متمایز دارد: 1- سازۀ موضوع است؛ 2- افزوده است؛ 3- بخشی از ساختمان فعل است، 4- وابستۀ هستۀ اسمی یا صفتی است، 5- در ساخت مقایسه به‌کار می‌رود؛ 6- در ساختمان جزئی‌نماها به کار می‌رود؛ 7- نقش‌نمای گفتمانی است. با توجه به چندمعنا بودنِ حرف اضافۀ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo;، در هریک از نقش‌های مورداشاره (به‌خصوص در نقش موضوع و افزوده)، دسته‌بندی‌های معناییِ متنوعی می‌توان درنظر گرفت. گروه حرف اضافه‌ایِ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo;، در جایگاه موضوع، می‌تواند &amp;amp;laquo;پذیرا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بهره‌ور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محرک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تجربه‌گر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دربارگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;منشأ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مبدأ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسیر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مقدار&amp;amp;raquo; باشد. در جایگاه افزوده، حرف اضافۀ &amp;amp;laquo;از&amp;amp;raquo;، می‌تواند مفهوم &amp;amp;laquo;زمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ابزار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;روش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;علت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مکان&amp;amp;raquo; را منتقل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسیِ نواییِ ناحیۀ پس‌کانونی در زبان فارسی: تکیه‌زدایی یا کاهش دامنۀ زیروبمی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5705.html</link>
      <description>در این مقاله به بررسیِ ساخت نواییِ سازه‌های پس‌کانونی در زبان فارسی پرداخته‌ایم. انگیزة اصلیِ انجام پژوهش، پاسخگویی به این پرسش اساسی بود که آیا تکیه‌های زیروبمی بعد از کانون اطلاعی در جملات فارسی به‌کلی ازبین می‌روند یا اینکه فقط دامنة زیروبمی آنها کاهش می‌یابد؟ برای این منظور، در یک آزمایش تولیدی، دو دسته جمله شامل فعل‌های دوموضوعه و یک‌موضوعه با ساخت نحوی Dir.Obj+(Ind.Obj)+V طراحی شد که در آنها مفعول مستقیم یک بار با خوانش طبیعی و بار دیگر با خوانش کانونی توسط تعداد 10 گویشور فارسی معیار خوانده شد. مقادیر دامنة خیز و دامنة اُفت، مقادیرF0 بیشینه و F0 کمینه و فاصلة زمانی بین قله‌ها و دره‌های زیروبمی در تمامی سازه‌ها در محرک‌های صوتیِ ضبط‌شده اندازه‌گیری شد. نتایجِ به‌دست‌آمده نشان داد دامنة خیز و دامنة اُفتِ زیروبمی برای تمامی سازه‌های پس‌کانونی از میزان 3 هرتز بالاتر است؛ مقدار F0 کمینة بعد از قلة زیروبمی سازة کانونی از مقدار F0 در پایان پاره‌گفتار بیشتر است؛ و سطح ارتفاع قله‌های زیروبمیِ سازه‌های بعد از کانون به‌طور متوالی یکی پس از دیگری به‌صورت تابعی از ارتفاع قلة تکیة زیروبمی قبل کاهش می‌یابد. این نتایج درحقیقت نشان داد دامنة زیروبمیِ سازه‌های پس‌کانونی به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد ولی نه در اندازه‌ای که باعث حذف کامل تکیه‌های زیروبمی شود. بر این اساس، سازه‌های پس‌کانونی در زبان فارسی حاوی درجاتی از برجستگی نوایی است و گروه‌های واجی در ناحیة پس‌کانونی با وجود کاهش دامنة زیروبمی‌شان همچنان در ساخت آهنگ گفتار حضور دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختار نحوی محمولِ ثانویه در زبان فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5706.html</link>
      <description>برخی از جملات، علاوه بر محمولِ اصلی، حاوی نوعی محمولِ دیگر معروف به محمولِ ثانویه هستند. محمولِ ثانویه وضعیت فاعل یا مفعول را در هنگامِ وقوعِ عملِ فعل یا پس از آن توصیف می‌کند. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از شیوة توصیفی-تحلیلی و ازمنظرِ رویکرد کمینه‌گرا برخی مفاهیمِ مرتبط با محمولِ ثانویه در زبان فارسی، ازجمله مقولة نحوی محمول‌های ثانویه و همچنین نحوة اطلاق حالت به گروه تعریف مورد توصیف این محمول‌ها واکاویده شود. در مورد مقولة نحویِ محمولِ ثانویه، با بهره‌گیری از برخی معیارها نشان دادیم که محمولِ ثانویه در زبان فارسی دارای هستة نقشِی محمول و مقولۀ نحویِ گروه محمول است. درخصوصِ حالتِ نحویِ گروه‌های تعریفِ موردِ توصیفِ محمولِ ثانویه نیز، با تکیه بر ملاحظات نظری و شواهد تجربی، استدلال می‌شود که در ساختارِ این جملات، گروهِ محمول در جایگاهِ اداتِ فرافکنِ بیشینة گروه فعلیِ بزرگ قرار داشته و گروه تعریفِ موردِ توصیفِ محمولِ ثانویه برای بازبینیِ مشخصة حالتِ خود، به اقتضای نوع محمولِ ثانویه، از جایگاهِ شاخصِ گروهِ محمول به جایگاهِ شاخصِ گروهِ فعلیِ کوچک یا به‌صورتِ جانبی به شاخصِ گروهِ فعلیِ بزرگ حرکت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیچیدگی ساختاری و تنوع واژگانیِ گفتار بیماران زبان‌پریشِ روان و ناروان</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5707.html</link>
      <description>زبان‌پریشی به‌عنوانِ اختلالی که مستقیماً بر تواناییِ زبانیِ فرد تأثیر می‌گذارد، به کاهشِ تعاملِ فرد با اعضای خانواده و جامعه منجر می‌شود. شناخت هرچه دقیق‌ترِ ویژگی‌های شناختی و زبانیِ این افراد برای تدوینِ برنامۀ مناسبِ مداخله‌ایِ درمانی از اهمیت بسیاری برخوردار است. پژوهش حاضر که از نوعِ توصیفی-تحلیلی است، با هدفِ بررسیِ پیچیدگیِ ساختاری و تنوعِ واژگانیِ گفتارِ پیوستۀ بیمارانِ زبان‌پریش انجام شده است. پیچیدگیِ ساختاری با بررسیِ چهار مشخصۀ زبانیِ کاربردِ حرفِ ربطِ هم‌پایه، ناهم‌پایه، قید و عبارتِ اسمیِ گسترده و مقایسۀ آن با افراد سالم در گروهِ کنترل بررسی شده است. پیچیدگیِ بند با بررسیِ میانگینِ طولِ پاره‌گفتار و تنوعِ واژگانی با مقایسۀ نسبتِ نوع به نمونه در گفتارِ این افراد با استفاده از نرم‌افزار ورداسمیت (Wordsmith 6.0) صورت می‌گیرد. آزمودنی‌ها، شامل 20 بیمارِ زبان‌پریش (11 روان و 9 ناروان) و 10 فرد عادی به‌عنوان گروه کنترل هستند. آزمودنی‌ها به‌روشِ نمونه‌گیریِ دردسترس و با حضور در مراکزِ درمانیِ این بیماران صورت گرفته است. برای گردآوریِ داده از داستانِ مصورِ &amp;amp;laquo;قورباغه کجایی&amp;amp;raquo; (مِیِر، 1969) استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهند که عملکردِ بیمارانِ زبان‌پریش، درمقایسه با گروه کنترل، در تمام مشخصه‌های زبانیِ مورد بررسی ضعیف‌تر بوده است. بیمارانِ زبان‌پریشِ ناروان در تمامی مقوله‌ها ضعیف‌ترین عملکرد را نسبت به دو گروهِ دیگر داشته‌اند. نتایج نشان می‌دهند که تفاوتِ رخدادِ حروفِ هم‌پایۀ &amp;amp;laquo;ولی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;و&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بعد&amp;amp;raquo; بین گروه کنترل و زبان‌پریشِ ناروان و رخدادِ &amp;amp;laquo;ولی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;و&amp;amp;raquo; بین گروه کنترل و زبان‌پریشِ روان به‌لحاظِ آماری معنادار و در دو گروهِ زبان‌پریش کمتر از گروه عادی است. مقایسۀ دو گروهِ روان و ناروان حاکی از آن است که حروفِ &amp;amp;laquo;و&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بعد&amp;amp;raquo; معنادار و در گروه روان بیشتر است. تفاوتِ رخدادِ حروفِ ربط ناهم‌پایه &amp;amp;laquo;که و وقتی‌که&amp;amp;raquo; بین گروه کنترل و زبان‌پریشِ ناروان و روان معنادار و در گروه کنترل بیشتر است. بین دو گروهِ آزمودنی در کاربردِ حرفِ ربطِ ناهم‌پایه، قید و عبارتِ اسمیِ گسترده تفاوتِ معناداری مشاهده نمی‌شود. میانگینِ طولِ پاره‌گفتار در گروهِ ناروان به‌طورِ قابل‌ملاحظه‌ای کمتر از دو گروهِ دیگر است. با این حال، روایت‌های این گروه، درمقایسه با بیماران زبان‌پریشِ روان، از تنوعِ واژگانیِ بیشتری برخوردار است که می‌تواند ناشی از حذفِ واژه‌های نقشی در روایت‌های گروه ناروان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسة ساخت واژه‌های مشتق پربسامد در زبان فارسی ازمنظر صرف واژه‌بنیاد و صرف تکواژ‌بنیاد</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5708.html</link>
      <description>دو نگرش مطرح به ساختواژه همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه صرف زبان بوده است؛ رویکرد تکواژبنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی چون سلکرک (1982) و لیبر (1992) بوده و رویکرد واژه‌بنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی همچون آرونف (1976) و باکنر (1993) بوده است. از دیدگاه آرونف یک واژة جدید با اعمال قاعده‌ به یک واژة موجود منفرد ساخته می‌شود و درنتیجه، واژة جدید و واژه‌ای که قبلاً وجود داشته است از اعضای طبقۀ واژگانی اصلی است. اما در رویکردِ تکواژبنیاد، تکواژها نقشی اساسی در شکل‌گیریِ واژه‌ها دارند. ساخت واژه در رویکرد تکواژبنیاد روی محور هم‌نشینی و در رویکرد واژه‌بنیاد روی محور جانشینی صورت می‌گیرد. هدف اصلیِ پژوهشِ حاضر، بررسی ساختار واژه‌های پربسامدِ مشتق در زبان فارسی براساس نظریة واژه‌بنیادِ آرونف (1976) و تکواژبنیادِ لیبر (1992) بوده است. بدین منظور، 1000 واژۀ نخست از واژه‌های پربسامدِ مشتقِ زبانِ فارسی از پایگاه داده‌های زبان فارسی استخراج ‌شد و سپس ساختِ هر واژه، براساس هر دو رویکرد مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد 78/0درصد از واژه‌ها تنها با رویکرد واژه‌بنیاد، 67/0 درصد تنها با رویکرد تکواژبنیاد و 55/98 درصد از واژه‌های مشتق زبان فارسی با هر دو رویکرد سازگار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چندمعناییِ واژۀ «بیان» در قرآن کریم: نگرش چندمعنایی نظام‏مند</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5709.html</link>
      <description>یکی از مناقشات اصلی در بحث‌های زبان‌گذر (cross-linguistic)، بحث قابلیتِ ترجمه از زبانی به زبان دیگر است. در این پژوهش به بررسیِ ترجمه‌های صورت‌گرفته از واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; ازسوی مترجمان و مفسران قرآن پرداخته شده است. نگاهی به این ترجمه‌ها و تفاسیر مؤید چندمعناییِ واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; نزد این افراد است. هدف از انجامِ این تحقیق، تعیینِ معنای مرکزیِ واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; در قرآن کریم است؛ زیرا اعتقادِ نگارندگان بر این است که دانستنِ معنای مرکزیِ این واژه ما را در تعیینِ ترجمه‌ای دقیق‌تر از این واژه یاری خواهد کرد. به‌منظورِ پاسخگویی به پرسشِ پژوهش درزمینۀ معنای مرکزیِ واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo;، تمامی مواردِ کاربردِ واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; در قرآن استخراج شد و سپس واژۀ مذکور به‌عنوانِ نمونه‌ای از واژه‌های چندمعنا، در چارچوبِ چندمعناییِ نظام‌مندِ معرفی‌شده توسط تایلر و ایوانز در چارچوب معنی‌شناسیِ شناختی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایجِ حاصل از تحلیل داده‌ها مؤید این واقعیت است که واژۀ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; در قرآن به‌عنوانِ اصطلاحی پوششی برای اشاره به هرگونه آشکارساختنِ مافی‌الضمیر به‌کار رفته است. نگارندگان معتقدند اگرچه این آشکارساختن می‌تواند ازطریقِ زبان نیز صورت پذیرد، اما با توجه به این واقعیت که انسان از طرق دیگر نیز قادر به آشکارساختنِ مافی‌الضمیر است، برابردانستنِ &amp;amp;laquo;بیان&amp;amp;raquo; با زبان در ترجمۀ این واژه (آن‌گونه که در برخی از ترجمه‌ها و تفاسیر شاهد هستیم) ترجمۀ دقیقی نیست و بهترین برابرنهاد برای این واژه همانا پرده‌برداری از مافی‌الضمیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دایرۀ نجفی، اهمیت و فواید آن در علم عروض فارسی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5710.html</link>
      <description>در میان عروض‌دانان قدیم و جدید فارسی، هیچ‌کس به اندازۀ ابوالحسن نجفی دغدغۀ طبقه‌بندی وزن‌های شعر فارسی نداشته است. نجفی همچنین کوشیده است تا معیاری برای تشخیص وزن مطبوع از وزن نامطبوع بیابد. او وزن‌های مطبوع را دو دسته می‌داند: وزن‌های متفق‌الارکان (xx) و وزن‌های متناوب‌الارکان (xy). نجفی برای دستۀ نخست کوشیده است رکن‌های عروضی را سامان دهد که تکرار هرکدام از آن‌ها به استخراج یک خانوادۀ وزنی منجر می‌شود. برای دستۀ دوم، یعنی وزن‌های متناوب‌الارکان، دایره‌ای عروضی ارائه کرده است که از آن در خلاف جهت عقربه‌های ساعت، 8 خانوادۀ وزنی و در جهت عقربه‌های ساعت 8 خانوادۀ دیگر استخراج می‌شود، به‌طوری که تمامی اوزانِ این 16 خانواده‌های وزنی در ضمن وزن‌های مطبوع قرار می‌گیرند. این دایرۀ عروضی که به نام &amp;amp;laquo;دایرۀ نجفی&amp;amp;raquo; نام‌گذاری شده، کار طبقه‌بندی وزن‌ها را تسهیل کرده و نزدیک به 200 وزن شعری را در خود جای داده است. در این جستار با روش توصیفی- تحلیلی، پس از بررسیِ تاریخیِ دایره‌های عروضی در عربی و فارسی، به تبیین فواید دایرۀ نجفی در تنظیمِ رکن‌های عروضی، شیوۀ رکن‌بندیِ وزن‌های مستخرج از دایره و سامان‌دهی طبقه‌بندی وزن‌های شعر فارسی پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واژه‌بست در گویش تنگستانی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5711.html</link>
      <description>واژه‌بست‌ها واحدهایی زبانی هستند که برخی از ویژگی‌های واژه و برخی از ویژگی‌های تکواژهای وابسته را در خود دارند، از این‌رو مطالعۀ آنها به دو حوزۀ نحو و صرف مرتبط می‌شود. زبان‌شناسان، برای تمایز واژه‌بست‌ها از دیگر واحدهای زبانی، پارامترهایی معرفی کرده‌اند که می‌تواند پایه و اساس شناسایی واژه‌بست‌ها در زبان‌ها و گویش‌ها باشد. بر این اساس، به‌دلیلِ اهمیت واژه‌بست‌ها و نیز اهمیت حفظ و مطالعۀ گویش‌ها، در این پژوهش تلاش شد تا واژه‌بست‌ها در گویش تنگستانی و برپایۀ پارامترهای آیخن‌والد (2003) شناسایی شوند. گویش تنگستانی یکی از گویش‌های ایرانی دستۀ غربی، گروه گویش‌های جنوب غربی رایج در استان فارس است. داده‌های این پژوهش کیفی- توصیفی ازطریقِ گفتگو با افراد سالخوردۀ روستای جمالی، یکی از روستاهای شهرستان تنگستان در استان بوشهر جمع‌آوری شده است. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی‌ها نشان می‌دهد که گویش تنگستانی دارای 8 واژه‌بست است که عبارت‌اند از: پی‌بست‌های ضمیری، کسرۀ اضافه، یای نکره، یای تخصیص نکره، پی‌بست معرفه‌ساز (که به‌صورت‌های /u=/، /ku=/ و /oku=/ نمود می‌یابد)، /o=/ مخفف &amp;amp;laquo;وُ&amp;amp;raquo; /vo/ همپایگی، /ɑ=/ مخفف &amp;amp;laquo;ها&amp;amp;raquo; تأکید، و /=am,=i,&amp;amp;hellip;/ معادل &amp;amp;laquo;هستم، هستی و...&amp;amp;raquo;. همچنین نتایج نشان می‌دهد با توجه به اینکه گویش تنگستانی یک گویش ارگتیو است، پی‌بست‌های ضمیریِ آن با کارکردهای مختلفی چون فاعل، مفعول صریح، مفعول غیرصریح و ملکی ظاهر می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای هماهنگی همخوانی در کودکان فارسی‌زبان با رشد واجی عادی و با اختلال براساس نظریۀ بهینگی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5712.html</link>
      <description>مطالعۀ حاضر، هماهنگیِ همخوانی را در دو گروه کودکان فارسی‌زبان با رشد واجی عادی و با اختلال واجیِ غیر‌عضوی در چارچوب نظریه بهینگی بررسی و مقایسه کرده‌است. به‌این‌منظور، داده‌های زبانی به کمک آزمونی به نام آزمون &amp;amp;laquo;نام‌گذاری‌تصویر&amp;amp;raquo; جمع‌آوری‌‌شد. این آزمون دارای 132 تصویر است که می‌تواند به تولید 132 واژه توسط آزمون‌شونده منجر شود. تصاویر این آزمون به پنج کودک با رشد واجی عادی و پنج کودک بااختلال واجیِ غیرعضوی ارائه شد که منجر به تولید 660 واژه توسط کودکان عادی و 654 واژه توسط کودکان بااختلال شد. هر بررسی داده‌ها، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را در الگوی هماهنگیِ جایگاه تولید و جهت هماهنگی در دو گروه عادی و دارای اختلال را نشان می دهد. همچنین، تفاوت‌های ملاحظه‌شده در هماهنگی جایگاه تولید بین کودکان عادی فارسی‌زبان و کودکانی که زبان‌های دیگر را یاد‌می‌گیرند، تردیدهایی را در ادعای "جهانی‌بودن هماهنگی تیغه‌ای‌ها با پس‌زبانی‌ها" ایجاد کرده‌است. علاوه‌بر‌این، بررسی یافته‌های این پژوهش در نظریۀ بهینگی نشان داده‌است که محدودیت‌های هماهنگیِ مشاهده‌‌شده در زبان‌های دیگر، در زبان فارسی نیز وجود‌دارند، اما گاهی این محدودیت‌ها دارای رتبه‌بندیِ متفاوتی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت داستان‌ در کودکان تک‌زبانۀ فارسی‌زبانِ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5713.html</link>
      <description>&amp;amp;lt; p&amp;amp;gt;زبان روایی در کودکانِ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم با اختلالاتی همراه است. با این حال، اطلاعات چندانی در مورد نحوۀ تأثیر این مشکل بر تولید داستان‌های تخیلی وجود ندارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسۀ مهارتِ روایتِ داستان در کودکانِ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم و کودکانِ با رشدِ زبانیِ طبیعی و تأثیر سطح مهارت‌های زبان گفتاری بر عملکرد آن‌ها در روایت داستان است. به این منظور، عملکرد 27 کودک 11 تا 14 سالۀ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم با عملکرد بالا با دو گروه از کودکان با رشد عادی (همتای سنی و همتای زبانی) در روایت داستان، مورد مقایسه قرار گرفت. کودکان با شنیدن سطر اولِ دو داستان ترغیب به روایت آن‌ها شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که داستان‌های روایت‌شده توسط کودکانِ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم و دو گروه از کودکانِ با رشد عادی، ازنظر مشخصات ساختاری، عناصر ارزیابی‌کننده و کلیِ داستان متفاوت است. براساسِ یافته‌های پژوهش، داستان‌های روایت‌شده توسط کودکانِ دارای ‌اختلالِ طیفِ اُتیسم کوتاه‌تر (X2 = 10/39, df2, p</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی کتابِ تنوع زبانی و عدالت اجتماعی، درآمدی بر زبان‌شناسی اجتماعی کاربردی</title>
      <link>https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5714.html</link>
      <description>به‌تازگی بَرگردانِ فارسی کتابی با عنوان &amp;amp;laquo;تنوع زبانی و عدالت اجتماعی&amp;amp;raquo; در ایران منتشر شده است که این مقاله به معرفی و نقد آن اختصاص دارد. نویسندۀ کتاب، اینگرید پیلر استاد زبان‌شناسی کاربردی در دانشگاه مَکواری سیدنی استرالیا، و مترجم آن سعید رضائی است. ناشر کتاب، نشر نویسه پارسی است که آن را در 376 صفحه منتشر کرده است. متن انگلیسی کتاب، چاپ انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال 2016 است. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
