Document Type : .
Keywords
- مقدمه
زبان پشتو یکی از زبانهای رسمی افغانستان است که در بخشهایی از پاکستان نیز رواج دارد. این زبان از خانوادة زبانهای ایرانی شرقی محسوب میشود. پشتو با زبانهای باستانی همچون سانسکریت قرابت دارد و از نظر ساختاری و نحوی، پیوندهایی با دیگر زبانهای هند و آریایی نشان میدهد. با وجود پیشینة تاریخی این زبان، مطالعات علمی گستردهای در حوزة زبانشناسی آن، بهویژه در سطح جهانی، انجام نشده است و بسیاری از مباحث دستوری و ساختاری آن همچنان نیازمند پژوهشهای دقیقتری میباشند. از آن جمله میتوان به بیان مالکیت در این زبان اشاره کرد. مالکیت جزو اساسیترین مفهومهایی است که در همۀ زبانهای جهان امکاناتی برای بیان آن وجود دارد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی ساختهای زبانی مالکیت در زبان پشتو پرداخته و تلاش دارد تا این ساختها را در چارچوب زبانشناسی شناختی و بر اساس مدل ارائهشده توسط هاینه[1] (1997) تحلیل کند. بررسیهای پیشین در زبان پشتو اغلب به توصیف اجمالی مقولة مالکیت محدود شدهاند، درحالیکه این پژوهش قصد دارد بهصورت روشمند و تحلیلی، طرحوارههای مالکیت در این زبان را استخراج و بسامد وقوع آنها را بررسی کند. با توجه به اهمیت رویکردهای شناختی در مطالعات زبانشناسی معاصر، پژوهش حاضر برای نخستینبار به رمزگذاری مالکیت در زبان پشتو از این منظر میپردازد. نتایج این پژوهش میتواند به درک بهتر ساختهای مالکیت در زبان پشتو کمک کرده و زمینهای برای مطالعات تطبیقی با سایر زبانهای منطقه فراهم کند. بر این اساس، اهداف این پژوهش، عبارتند از استخراج و بررسی انواع ساختهای زبانی رمزگذار مالکیت در زبان پشتو، ارائه و تحلیل طرحوارههای مالکیت در زبان پشتو، مقایسة طرحوارههای مالکیت در زبان پشتو با مدل ارائهشده توسط هاینه (1997)، بررسی بسامد وقوع انواع ساختهای مالکیت در زبان پشتو.
نقد و نوآوری پژوهش
پژوهش حاضر نخستین مطالعهای است که مالکیت در زبان پشتو را در چارچوب زبانشناسی شناختی بررسی میکند. برخلاف پژوهشهای پیشین که عمدتاً توصیفی بودهاند، این مطالعه به دستهبندی دقیق ساختهای مالکیت و تحلیل آنها بر اساس مدل هاینه (1997) میپردازد. همچنین، این پژوهش بسامد وقوع طرحوارههای مختلف مالکیت را در زبان پشتو ارائه میدهد، که تاکنون در پژوهشهای پیشین انجام نشده است. از سوی دیگر، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با بررسی جامعتر، ارتباط میان مالکیت در زبان پشتو و زبانهای ایرانی دیگر را نیز مورد تحلیل قرار دهد.
2- پیشینة پژوهش
مطالعات پیشین دربارة مالکیت در زبان پشتو عمدتاً به توصیف ساختهای زبانی پرداخته و کمتر از چارچوبهای زبانشناسی شناختی بهره بردهاند. برخی پژوهشگران مانند رشتین[2] (1372) و خویشکی (1395) به رمزگذاری مالکیت در پشتو اشاره کردهاند، اما بهطور مشخص ساختهای مالکیتی را دستهبندی نکردهاند. همچنین، مومند (1383) و زیار (1384) بیشتر بر ضمایر ملکی متمرکز بوده و نقش دستوری آنها را بررسی کردهاند. پنزل[3] (1389) نیز به ابزارهای رمزگذاری مالکیت پرداخته، اما مطالعه خود را بر لهجة قندهاری محدود کرده است.
در مطالعات زبانشناختی مربوط به زبانهای ایرانی، پژوهشهایی مانند شریفی (1388) و نغزگوی کهن (1395) به بررسی راهبردهای ملکیسازی در زبان فارسی و تالشی پرداختهاند. بهویژه، نغزگوی کهن و ملکی (1398) طرحوارههای مالکیت را در زبان فارسی بررسی کرده و یک طرحوارة جدید (اتصالی) به مدل هاینه (1997) افزودهاند. در کنار این مطالعات، برخی پژوهشگران مانند شریفی و صبوری (1398) راهبردهای ملکی در گونههای مختلف زبانهای ایرانی را بررسی کردهاند و نشان دادهاند که این زبانها از راهبردهایی همچون حالتنمایی، مجاورت و پیوند برای بیان مالکیت استفاده میکنند.
علاوه بر این، پژوهشهای کلیتری دربارة زبان پشتو انجام شده است که به ساختهای دستوری و نقشهای نحوی آن پرداختهاند. برای مثال، دبیرمقدم و مایار (1402) به بررسی نظامهای مطابقه و حالت در زبان پشتو پرداختهاند و نشان دادهاند که این زبان در زمانهای مختلف ویژگیهای یک زبان دوگانه (نیمکِنایی) را از خود نشان میدهد. همچنین، میاخیل و دبیرمقدم (1401) نظام نمود را در زبان پشتو تحلیل کرده و ویژگیهای نحوی آن را مشخص کردهاند. با این حال، تاکنون پژوهش مستقلی که مالکیت را در این زبان بر اساس چارچوبهای شناختی بررسی کند، انجام نشده است.
3- روش انجام پژوهش
در این پژوهش، به دنبال استخراج و بررسی انواع ساختهای مالکیت در زبان پشتو بر اساس هاینه (۱۹۹۷) هستیم. هر ساختی که ناظر بر رابطۀ مالک و مملوک باشد، در این پژوهش تحت عنوان ساخت مالکیت دستهبندی و نوع آن، اعم از اسمی، محمولی تعیین و سپس طرحوارة رویداد مالکیت آن بر اساس هاینه (۱۹۹۷) به دست داده میشود؛ بنابراین، لازم است برای نیل به این هدف، یک پیکرۀ زبانی جمعآوری شود. در این راستا، کتابهای پرفروش داستانهای معاصر و فیلمهای سینمایی برگزیدة مردمی به زبان پشتو بهعنوان بخشی از پیکرۀ زبانی این پژوهش استفاده شدهاند.
4. مبانی نظری
مفهوم مالکیت یکی از مفاهیم اساسی در زبان و شناخت انسانی است. پژوهشهای هاینه (1997) نشان میدهد که مالکیت یک مفهوم جهانی است و در زبانهای مختلف دنیا از الگوهای متنوعی برای بیان آن استفاده میشود.
هاینه (1997) مالکیت را به عنوان مفهومی شناختی معرفی میکند که از طریق طرحوارههای مفهومی در زبانهای مختلف بروز مییابد. این طرحوارهها از تجربیات ملموس و سادهتر استخراج شدهاند و به مرور زمان به ساختارهای نحوی پیچیدهتری تبدیل شدهاند. به اعتقاد او، بسیاری از ساختهای مالکیتی از افعال و مفاهیمی نشأت گرفتهاند که ارتباط نزدیکی با تملک، مکان، همراهی و وجود دارند. هاینه (1997) هشت طرحواره مالکیت را از هم متمایز میکند:
جدول 1: توصیف فرمولی طرحوارههای مورد استفاده در رویداد
|
نام طرحواره |
طرحوارة منبع |
|
کنش |
X takes Y |
|
مکانی |
Y is located at X |
|
همراهی |
X is with Y |
|
اضافی |
X'Y exists |
|
هدف |
Y exists for/to X |
|
منبع |
Y exists from X |
|
مبتدایی |
As for X, Y exists |
|
برابری |
Y is X' (Y) |
1. طرحواره کنش: بر اساس این طرحواره، مفهوم مالکیت از نظر مفهومی از یک ساختار گزارهای مشتق میشود که شامل یک کنشگر، کنشپذیر و کنش است:
پرتغالی (Mayan, Penutian; Freeze, Ray 1992:589 ، به نقل از هاینه، 1997:58):
O menino tern fome.
’بچه گرسنه است‘
2. طرحواره مکانی: ساختار نحوی ساختهای مالکیت این طرحواره، مطابق با شکل مبدأ آن، بهگونهای است که دارنده به عنوان فاعل و مالک به عنوان مکمل مکان کدگذاری میشود. مثالهای زیر این پسوند را نشان میدهد (هاینه: 52:1997):
1) Turkish (Lyons 1968a:395)
Ben-de kitap var
me- LOC book existent
’من کتاب دارم’
3. طرحواره همراهی: زبانهایی که از این الگو به عنوان یک الگوی مفهومی استفاده میکنند، احتمالاً مالک را بهعنوان فاعل و مملوک را بهعنوان یک مکمل ارتباطی رمزگذاری میکنند. مثال She is with child، ساختار این طرحواره را به تصویر میکشد. موارد زیر نمونههایی از همراهی هستند:
2) Ani (Central Khoisan, Khoisan; Claudi, Ulrike; Heine, Bernd 1986:16)
! xu thiya-n /gabi-n- ka nui
chief many pipe-c. p L -with sit
‘رئیس لوله های زیادی دارد’
4. طرحواره اضافی: این طرحواره از ابزارهای موجود برای رمزگذاری روابط مالکانه بین موجودات چیز مانند، یعنی مالکیت اسنادی، برای بیان اشکال گزاره ای مالکیت رمزگذاری شده استفاده می کند. این طرح شامل یک ساختار گزاره ای یک مکان است (هاینه: 58:1997).
3) K'ekchi' (Mayan, Penutian; Freeze, Ray 1992:589 ، به نقل از هاینه، 1997:58)
wan is- so?sol- c'ic' li isq.
COP.LOC 3. GEN-dragonfly-metal the woman
‘زن بالگرد دارد (تحت الفظی: هلیکوپترِ زن است)’
5. طرحواره هدف: این طرحواره معمولاً از یک فعل وجود یا مکان تشکیل شده است که در آن مالک به عنوان یک عبارت برایی / بهرهور یا هدف و مالک معمولاً به عنوان یک مؤلفه فاعل کدگذاری میشود. ازآنجاییکه نشانگرهای برایی/ بهرهور غالباً از نشانگرهای جهتی گرفته میشوند، توابع دوم ممکن است بخشی از نشانگر موردی باشد که در طرحوارة هدف شکل میگیرد. این امر، برای مثال، در مورد پسوند -ni که در مثال ژاپنی زیر وجود دارد، صدق میکند (رجوع کنید: ماکینو ، 4:1968). نمونههایی از این طرحواره در زیر آمده است (هاینه: 59:1997):
4) Bolivian Quechua (Quechuan, Andean; Bills, Vallejo and Troike 1969:186)
waska tiya- puwan.
rope exist-for.me
‘من طناب دارم(تحت الفظی: طناب برای من وجود دارد)’
6. طرحوارة مبتدائی: این طرحواره شامل سازههایی است که در آنها مالک به عنوان نوعی موضوع یا مضمون بند ارائه میشود: به عنوان یک موضوع یا مضمون تشکیلدهنده در جایگاه اولیة بند ظاهر میشود، اما علاوه بر این، به عنوان مشخصکنندة مالکیت مملوک نیز ظاهر میشود
5) Lango (Western Nilotic, Nilo-Saharan; Noonan 1992:148)
okelo gwok'kere pe
Okelo dog.his 3.NEG.exist
‘اُکلو سگ ندارد’
7. طرحوارة منبع: ساختار این طرحواره را میتوان با استفاده از فرمول زیر توصیف کرد و یک مثال برای آن یافت میشود. شاید ویژگی اصلی زبانی این طرحواره این است که دارنده به عنوان یک حالت ازی بیان میشود، که معمولاً به عنوان یک نشانگر رمزگذاری میشود که مفاهیمی مانند «از»، «خارج از و غیره را نشان میدهد (هاینه: 64:1997):
6) Slave (Athabaskan, Na-Dene; Rice 1989)
ts'et'u nets'e.
cigarette you.from
‘سیگار داری’
8. طرحوارة برابری: این طرحواره با تمام طرحوارههای دیگر تفاوت دارد، اولاً در این که شامل تغییر مفهومی نمیشود، یعنی معنای مبدأ آن اساساً همان معنای هدف آن است. دوم، در حالی که طرحوارههای دیگر، به استثنای اندک، ساختارهای «داشتن» را ایجاد میکنند، طرح معادله همواره با ساختارهای «تعلق» مرتبط است (هاینه، 65:1997). با این وجود، میتوان آن را در بسیاری از زبان های جهان یافت، ر.ک. انگلیسی کتاب جان است (لاینز ، 1977: 722؛ 1967: 391). نمونههای دیگری از این طرحواره عبارتند از:
7) Russian (Lyons 1967:394)
Kniga moja
book my
‘کتاب مال من است’
بررسی ساختهای مالکیتی نشان میدهد که زبانها برای بیان مالکیت از الگوهای متفاوتی استفاده میکنند. این الگوها بسته به ویژگیهای دستوری، تاریخی و فرهنگی هر زبان شکل گرفتهاند. پژوهش هاینه (1997) با معرفی این هشت طرحواره، چارچوب مفهومی مناسبی برای مطالعه مالکیت در زبانهای مختلف فراهم کرده است.
4- تحلیل دادهها
در پیکرة پژوهش طرحوارههای بیان مالکیت در زبان پشتو را استخراج کرده است و به تفکیک در هر بخش جداگانه ارائه خواهد کرد. علاوه بر آن، بسامد این طرحوارهها نیز مورد بررسی قرار گرفته است که در فصل نتیجهگیری ارائه خواهد شد. در ادامه، انواع طرحوارهها در زبان پشتو و وجود یا عدم وجود آن قابل بررسی است. در نتایج پژوهش همچنین مشخص خواهد شد که بسامد دو نوع بنیادی مالکیت اسمی و محمولی در زبان پشتو در چه وضعیتی است.
1-5- تحلیل طرحوارة کنش
همانطور که در فصل مبانی نظری شرح داده شد، طرحوارة کنش مالکیتی را در برمیگیرد که با فعل «داشتن» همراه است. مثال فارسی آن در زیر آمده است:
8) من ماشین دارم.
علاوه بر این فعل، افعال دیگری نیز در این رده قرار میگیرند. این افعال همراه با معادل فارسی آنها در پشتو در جدول زیر ارائه شده است:
جدول 2: فعلهای طرحواره کنش در پشتو
|
افعال طرحوارة کنش در پشتو |
معادل فارسی |
|
لرل |
داشتن |
|
اخیستل |
گرفتن |
|
منګلې لګول |
چنگ انداختن |
|
تصرف کول |
تصرف کردن |
|
ساتل |
نگه داشتن |
|
حاکمېدل |
حاکم بودن |
|
کسب کول |
کسب کردن |
حال این مالکیت در زبان پشتو بررسی شده است:
9) ز ملا حکم وکړ چه که آدمخان ورغلی وی خو مېټهخېل ملامت دی او که نه چه درخانه ورغلی وی نو د دوی څه تقصیر دی؟ (خټک، ۱۹۹۱: ۶۲).
«ملا حکم کرد که اگر آدمخان رفته باشد پس میاخیل ملامت است و اگر نه که در خانه رفته باشد پس تقصیر اینها چه است؟ (که ملا در این منطقه حاکم بود).»
10) دوی له لرغونو وختونو راهیسې د یو بل سره د دوستۍ او سوداګرۍ اړیکې درلودې (خټک، ۱۹۹۱: ۶۲).
«از قدیم با هم پیوند دوستی و دادوستد داشتند.»
11) توسخان د درخانی په نوم یوه ښکلې لور درلوده (خټک، ۱۹۹۱: 1).
«طاووس خان صاحب دختر زیبایی بنام درخانی شد».
2-5- تحلیل طرحوارة مکانی
در بخش مبانی نظری طرحوارة مکانی دارای نوعی مکان در خود است. این مالکیت از نوع مالکیت اسمی است. در فارسی، مثالهای متعددی از این نوع مالکیت وجود دارد:
12) بر خوشههای او میوه باشد (ابوریحان بیرونی، صیدنه، 589؛ به نقل از نغزگوی کهن و ملکی، 1398).
مثالهای دیگری از مالکیت مکانی در ادامه در فارسی قابل مشاهده است:
13) چرا ماشینم کار نمیکند؟
14) دستم سوخت.
مثال زیر این مالکیت را در زبان پشتو نشان میدهد:
15) چه د آدمخان په زړه باندې د درخانۍ مینه غلبه شوی ده،(خټک، ۱۹۹۱: ۴۱).
« که محبت ارباب تاریکی بر دل آدم خان چیره شده است.»
در مثال بالا، «دل آدمخان» به عنوان مالکیت مکانی در نظر گرفته شده است. این مثال نمونهای از مالکیت ذهنی است که در ادامه تعریفی از آن نیز عنوان شده است:
محبت مالکیت ذهنی است که بیرونی است. داشتن حس مالکیت و اختیار نسبت به اهداف گوناگون (چه مشهود و چه نامشهود) بخش جداییناپذیر از وجود انسان میباشد که باعث میشود پیوندی بین فرد و هدف شکل گیرد. (گلکاری حق و همکاران، 1399: 35).
محققان جهت تشریح مالکیت ذهنی چهار بعد را در نظر میگیرند:
• بعد اول: شامل ویژگی از مالکیت که خود را در قالب حس و مفهومی که مربوط به «متعلق به من» و «متعلق به ما» ظاهر مینماید، است. مالکیت ذهنی سعی در پاسخگویی به سؤال «چه احساسی میکنم از اینکه مال من است» برآمده و به حس تصرف در ارتباط با یک هدف خاص (مثلاً خانه، لباس، و زمین) معنا میبخشد.
• بعد دوم: شامل یک رابطة عاطفی بین فرد و شیء که در آن، شیء یک پیوند نزدیک با فرد در نتیجه مالکیت ذهنی ایجاد نموده است و شیء در این حالت به عنوان عضوی از فرد اهمیت مییابد و تشریح مینماید «آن چیز که مال من است در احساسات من به بخشی از وجود من تبدیل شده است» (پیرز و کوستاوا و دیرکس ، 2003).
• بعد سوم: حالتی از مالکیت ذهنی که شامل یک هستة شناختی و عاطفی بوده و بازتاب طرز فکر یا اعتقادات فرد در ارتباط با مورد مالکیت میباشد. این بعد به صورت ویژه با مفهوم خود در ارتباط بوده و این سطح بهطور آشکار با احساسات عاطفی درگیر میشود (پیرز و کوستاوا و دیرکس، 2001).
• بعد چهارم: در این بعد، با اشاره به مفهوم برانگیختگی و شرایطی که افراد را به استفاده از موضوع مورد تملک، تفکر در مورد آن، مشاهده و پیگیری سرنوشت، توجه و شرایطی که در هنگام لزوم دفاع از آن را ایجاب میکند میپردازد (جوسیلا و همکاران، 2015). در واقع انسان سعی میکند تا بتواند حس تعلق را تجربه کرده و وجود خود را به سمت یک هدف مشخص گسترش دهد، یا بر روی یک شی خاص جهت تحقق موفقیت ایجاد کنترل نماید. این تفسیر نشان میدهد که چگونه حس مالکیت ذهنی انسان میتواند تحتتأثیر قرار گیرد (گلکاری حق و همکاران، 1399: 35 - 38).
در نتیجه، اصطلاح هدف در ادبیات مالکیت ذهنی دارای گستره وسیعی است و به هر نوع دلبستگی که یک فرد یا گروه نسبت به اهداف و اموال و نامهای تجاری از خود نشان میدهد، اشاره دارد. به نقلقول (گلکاری حق و همکاران، 1399: 43).
3-5- تحلیل طرحوارة همراهی
طرحوارة همراهی در فارسی به عنوان ساخت مالکیت محمولی بیشتر در متون رسمی کاربرد دارد. نمونههایی از این طرحواره در فارسی در ادامه ارائه شده است:
16) او با دو ماشین خود به فرودگاه آمد.
17) احمدی پدری با دو فرزند است (نغزگوی کهن و ملکی، 1398).
مثال زیر از زبان پشتو در این مورد قابل ملاحظه است:
18) یوه دایی او یوه خدمتګاره یې ورسره کړلې (خټک، ۱۹۹۱: ۳).
«یک دایی و یک خدمتکار زن همراهش کرد.» (با دایی و خدمتکارش همراه است)
4-5- تحلیل طرحوارة اضافی
این طرحواره از جمله طرحوارههای مالکیت اسمی است که در زبان فارسی کاربردهای زیادی دارد. مثالهای زیر از فارسی قابل توجه است:
19) میزم، استادم، همسرش
در زبان پشتو نیز همانند زبان فارسی، این طرحواره بهوفور یافت میشود:
20) پلار یې پوه شو (خټک، ۱۹۹۱: ۱). «پدرش فهمید.»
21) پلار ته یې وویل (خټک، ۱۹۹۱: ۲). «به پدرش گفت.»
22) یوه ګوته مې په لاس کښې ارته وه،(خټک، ۱۹۹۱: ۳۵). «یک انگشترم در دستم آزاد بود.»
23) د هغې میړه (خټک، ۱۹۹۱: 2). «شوهرش»
در مثالهای بالا، طرحوارههای اسمی و به بیان دیگر اضافی، در زبان پشتو با عبارتهای «پدرش، انگشترم و دستم» عنوان شده است.
5-5- تحلیل طرحوارة هدف
در فارسی معاصر، از این طرحواره برای بیان مالکیت محمولی استفاده میشود. در این طرحواره، مالک بعد از پیش اضافههای «برای»، «مال»، «واسة» قرار میگیرد و فعل بند، ربطی است. در واقع، مالک در این ساخت در جایگاه بهرهور قرار میگیرد. حروف اضافهای که در فارسی به این منظور کاربرد دارند، در پشتو نیز وجود دارند:
جدول 3: حروف اضافه مالکیت هدف
|
پشتو |
فارسی |
|
لپاره |
برای |
|
د |
مال |
|
ز |
مال |
در پشتو، معادلی برای «واسه» یافت نشد. این کلمه در فارسی گفتاری به معنای «برای» است. مثالی از این طرحواره در فارسی در زیر مشاهده میشود:
24) این گل برای تو.
25) خودکارت را به من میدهی؟ مال من گم شد.
مثالی از پشتو در ادامه ارائه شده است:
26) لپاره، غواړم، اختیار یا واک، مال
برای؛ میخواهم مال، در اختیار
مثال دیگری از این طرحواره در ادامه مشاهده میشود:
27) دوی آدم جان ته ګلونه راوړل (ختیک، 2:1991).
«برای آدم خان گل آوردند.»
6-5- تحلیل طرحوارة منبع
این طرحواره معمولاً در فارسی با حرف اضافة «از» مورد استفاده قرار میگیرد. در مثال زیر در فارسی نمونهای از آن آورده شده است (نغزگوی کهن و ملکی، 1398):
28) بیا این ویلا را اجاره کنیم؛ ویلا از ما، خرج سفر از شما.
در زبان پشتو نیز این طرحواره مشاهده شده است و شواهدی از آن در ادامه ارائه شده است:
29) خو حسنخان له لاس̵ ونیوو پایې څاوو ،(خټک، ۱۹۹۱: ۲۸).
«مگر حسن خان از دستش گرفت خزتاند»
30) چه ستا له لاس نخښه راڅخه وی. (خټک، ۱۹۹۱: ۴۵).
«که از شما نشانه یا یادگار همراهم باشد.»
31) د هغې د خندا نه ډکه خوله، (دکونډې زوی فلم، ۱۳۶۴: اوله برخه).
«از آن دختر دهن پر از خنده»
32) دواړه خانان د اولاد له نعمت څخه بې برخې شول. (خټک، ۱۹۹۱: 1).
«هر دو خان از نعمت فرزند محروم بودند.»
نغزگوی کهن و ملکی (1398) بر این باورند که در فارسی معاصر، به جای این طرحواره از کسرة اضافه بهره میجویند. آنها این طرحواره را به انواع طرحوارههای هاینه میافزایند و آن را با نام طرحوارة اتصالی عنوان میکنند:
33) آخرین روزی از من: آخرین روز من
طرحوارة اتصالی که با کسرة اضافه همراه است، در زبان پشتو نیز کاربرد دارد. در مثال زیر این طرحواره عنوان شده است:
34) کوټوال هډور پنډی ته شپږشلې روپۍ ورکړې، (د مینې پلوشې فلم، ۱۳۸۷: څلورمه برخه).
«کوتوال به جوالی قویهیکل یکصد و بیست روپه داد.»
7-5- تحلیل طرحوارة اتصالی
در زبان پشتو چیزی با عنوان کسرة اضافه وجود ندارد و رابطة اضافی با حرف «د» نمایش داده میشود. به عنوان مثال در فارسی این ترکیب است:
35) کیفِ احمد
اول اینکه در زبان فارسی، اول مضاف الیه و سپس مضاف به کار میرود، اما در زبان پشتو اول مضاف و سپس مضاف الیه به کار میرود:
36) د کمبریج پوهنتون
«دانشگاه کمبریج»
این ترکیب در فارسی، با ترتیب دانشگاه کمبریج استفاده میشود، در حالی که در زبان پشتو متفاوت است. حرف «د» در این زبان مانند کسرة اضافه در فارسی عمل میکند و مضاف و مضاف الیه را به یکدیگر متصل مینماید.
37) دِ افغانان هیواد
«وطنِ افغانان»
8-5- تحلیل طرحوارة مبتدائی
در این طرحواره، مالک در ابتدای بند گذاشته میشود و مملوک پس از آن به صورت طرحوارة اضافی میآید. در این نوع طرحواره، هدف جلبتوجه و تأکید بیشتر بر مالک است تا مملوک. مثال زیر از فارسی، محمد به عنوان طرحوارة مبتدائی قرار گرفته است:
38) محمد، بچههایش به این مدرسه میروند.
تمامی طرحوارههای مبتدائی میتوانند با طرحوارههای اتصالی نیز بیان شوند (نغزگوی کهن و ملکی، 1398):
39) بچههای محمد به این مدرسه میروند.
در مثال فوق، پیام منتقل میشود؛ اما تفاوت آن با طرحوارة مبتدائی در این است که تأکید دیگر بر روی «محمد» قرار ندارد.
در مثال زیر، از زبان پشتو نیز این طرحواره قابل مشاهده است:
40) محمد، مور یې د ملک بابا کور ته تللې ده (دکونډې زوی فلم، ۱۳۶۴: اوله برخه).
«محمد، مادرش به خانة ملکبابا رفته»
9-5- مالکیت محمولی و اسمی در پشتو
با توجه به مثالها و مواردی که از پشتو در پیکره استخراج شد، انواع مالکیت محمولی و اسمی در این زبان را میتوان در جدول زیر خلاصه نمود. در جدول زیر، انواع مالکیت محمولی در پشتو عنوان شد. با مقایسة این جدول با فارسی میتوان عنوان کرد که رمزگذاری مالکیت محمولی و اسمی در پشتو بسیار شبیه به فارسی است.
جدول 4: طرحوارههای بیان مالکیت اسمی و محمولی در پشتو
|
طرحواره |
مالکیت اسمی |
مالکیت محمولی |
|
کنش |
- |
+ |
|
مکانی |
+ |
+ |
|
همراهی |
+ |
+ |
|
اضافی |
+ |
- |
|
هدف |
- |
+ |
|
منبع |
+ |
+ |
|
اتصالی |
+ |
- |
|
مبتدائی |
+ |
- |
|
برابری |
- |
- |
در زبان پشتو از همة طرحوارهها به جز طرحوارة برابری استفاده میشود. در این زبان همانند زبان فارسی طرحوارة اتصالی نیز موجود است. در بخش پیش اشاره شد که تلفظ این طرحواره و نگارش آن اندکی متفاوت است.
5- نتیجهگیری
مالکیت مفهومی است که در همة زبانهای دنیا به کار میرود و رمزگذاری میشود. رابطة بین مالک و مملوک مالکیت نام دارد. بهطورکلی، سه نوع ساخت مالکیت اسمی، محمولی و بیرونی در زبانهای جهان یافت میشوند. در ساخت مالکیت اسمی، مالک و مملوک یک گروه اسمی میسازند، مثل «دست من» یا «ماشین او». معمولاً، ً این ساخت اسمی، سه نوع مفهوم ملکیِ تملک حقوقی، رابطۀ کل به جزء و روابط خویشاوندی را پوشش میدهد. مراد از مالکیت محمولی، ساختهایی است که در آنها رابطۀ مالکیت در محمول پدیدار میشود. این امر با بهرهگیری از انواع افعال ملکی، مثل «داشتن»، «متعلق بودن»، «ساخت وجودی» و یا «ساخت مکانی» با فعل ربطی محقق میشود.
در این پژوهش، انواع مالکیت محمولی و اسمی در زبان پشتو مورد مطالعه قرار گرفت و جدولی نیز از نتایج ارائه شد. حال باید عنوان شود که در زبان پشتو از کدام نوع از انواع مالکیت بیشتر بهره گرفته میشود. در نمودار زیر، بسامد این دو نوع مالکیت قابل مشاهده است:
نمودار 1: بسامد انواع مالکیت اسمی و محمولی در پشتو
همانطور که از نمودار بالا مشخص است، در زبان پشتو برای بیان مالکیت بیشتر از مالکیت اسمی استفاده میشود. مثالهای متعددی از این مالکیت در پیکره یافت شد. در جدول انواع ملکیت نیز تعداد مالکیتهای اسمی برای انواع مالکیت بیش از مالکیت محمولی است.
در بررسی بعدی، انواع مالکیت در زبان پشتو انجام شده است. در فصل پیش، انواع مالکیتها در این زبان همراه مثالهایی از پشتو در مقایسه با مثالهایی از فارسی ارائه شد. نگارنده با توجه به پیکره، بسامد این مالکیتها را نیز به دست آورده است. بسامد انواع مالکیت در زبان پشتو نیز در نمودار زیر نمایان است:
نمودار 2- بسامد انواع مالکیت در پشتو
از نمودار فوق مشخص است که بیشترین بسامد به مالکیت اضافی و اتصالی است و از این جهت نمودار فوق، نتایج نمودار قبل را تأیید میکند، زیرا این دو نوع مالکیت در دستة مالکیت اسمی قرار میگیرند.
در نهایت، اظهار میشود که زبان پشتو در مالکیت از مالکیت اسمی بیشترین استفاده را میکند و در بین انواع مالکیت نیز از مالکیتهای اضافی و اتصالی برای رمزگذاری بهره میگیرد.