نقد و بررسی کتاب جامعِ زبان‌شناسی فارسی‏

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسنده

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

چکیده

یکی از اقبال‌های بزرگ ما ایرانیان این بوده است که از دیرباز، یعنی از حدود اواسط قرن سوم هجری بدین سو، زبان گفتار و زبان نوشتارمان (شامل زبان دیوانی و زبان علم و زبان ادبیا‌ت) به هم نزدیک بوده است، و این پیوند طی قرن‌ها و مخصوصاً در یک قرن اخیر هرچه بیشتر و مستحکم‌تر شده است. چنین وحدتی میان گونه‌هایِ زبانی فوق، از یک سو زبان فارسی را به‌مرور مبدل به یکی از قوی‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان کرده و از سوی دیگر امکان هرچه بیشتر معیارشدن آن را فراهم آورده است. اما گرایش و عادت نویسندگان و محققان ایرانی به ارائۀ تحقیقات خود صرفاً از طریق زبان فارسی، خاصه در یک قرن اخیر، به‌رغم فواید عظیمی که برای ما داشته، سبب شده است تا زبان فارسی و پژوهش‌های دانشمندان ایرانی تا حد زیادی مهجور و منزوی باقی بماند و چنانکه باید در چشم جهانیان ظاهر نشود. روشنفکران ایرانی همواره از خود پرسیده‌اند که چرا ادبیات معاصر امریکای لاتین یا مصر یا ترکیه در دنیا شناخته‌شده‌تر و بسیار مطرح‌تر از ادبیات معاصر فارسی است، درحالی‌که کیفیت هنریِ ادبیات معاصر فارسی دست‌کمی از آثار آن زبان‌ها ندارد؟ شاید یکی از علل این عقب‌ماندگی را باید در همین انزوای زبان فارسی و درنتیجه در مهجورماندنِ فرهنگ ایرانی در میان زبان‌ها و ادبیات جهانی جستجو کرد. نویسندگان و پژوهشگران ما در این یک قرن اخیر عادت به فعالیت در حلقه بستۀ زبان فارسی برای مخاطبان خاص و محدود خود داشته‌اند و کمتر حاضر بوده‌اند تا پا از این دایرۀ بسته فراتر نهند و برای مخاطبان وسیع‌تری سخن بگویند و بنویسند. یکی از راه‌های بیرون‌آمدن از این انزوا و شناساندن خود به جهانیان بی‌گمان این است که زبان‌های غربی و مخصوصاً انگلیسی را به‌خوبی فرا بگیریم و از این طریق به فرهنگ جهانی متصل بشویم و خود را بیشتر به جهانیان معرفی کنیم. این عمل چند فایدۀ دیگر هم دارد، من‌جمله اینکه ما را ناچار می‌سازد تا از حیث سطح دانش و استفاده از روش‌شناسیِ علمی و آشنایی با آخرین تحقیقات نظری در هر حوزه، خود را تا بالاترین سطوح جهانی بالا بکشیم، دیگر و مهم‌تر اینکه باعث می‌شود تا پژوهش‌های ارزش‌مندی را که به زبان فارسی نگاشته شده ‌است و محققان غربی به‌علت ناآشنایی با زبان فارسی از وجود آنها نامطلع بوده‌اند، به ایشان معرفی کنیم و آنها را هرچه بیشتر متوجه اهمیت و قدرت جامعۀ علمی فارسی‌زبان سازیم.
غالب نویسندگانِ مقاله‌های این مجموعه ایرانی هستند و این از مهم‌ترین ویژگی‌های آن است زیرا این نویسندگان علاوه بر آشنایی با جدیدترین مباحث علمی و تحقیقات نظری در حوزۀ تخصصی خودشان، با زبان فارسی و مآخذ نگاشته‌شده به این زبان نیز آشنایی کامل داشته و از معرفی و نقد آنها، جز در مواردی، فروگذار نکرده‌‌اند. درواقع، آنچه این کتاب را تا حد زیادی از آثار مشابهِ محققان غربی متمایز و نسبت به آنها برجسته می‌سازد، همین آشناییِ بی‌واسطۀ نویسندگانش با زبان فارسی و با مآخذِ گوناگون و متعددِ نگاشته‌شده به زبان فارسی است. ناگفته نماند که نویسندگان مجموعۀ حاضر غالباً از صاحب‌نظران حوزۀ کار خود هستند، به‌حدی که بسیاری از فصل‌های آن را می‌توان زبدۀ مطالعات مربوط به موضوع هر فصل دانست. در این نوشتار، به‌اختصار به معرفیِ مقاله‌های مجموعۀ حاضر می‌پردازیم و از بعضی اشکالات ویرایشی آن سخن می‌گوییم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Oxford Handbook of ‎Persian Linguistics. Anousha Sedighi and Pouneh Shabani-Jadidi (Eds.). 2018. Oxford University Press‎

نویسنده [English]

  • Omid Tabibzadeh
چکیده [English]

یکی از اقبال‌های بزرگ ما ایرانیان این بوده است که از دیرباز، یعنی از حدود اواسط قرن سوم هجری بدین سو، زبان گفتار و زبان نوشتارمان (شامل زبان دیوانی و زبان علم و زبان ادبیا‌ت) به هم نزدیک بوده است، و این پیوند طی قرن‌ها و مخصوصاً در یک قرن اخیر هرچه بیشتر و مستحکم‌تر شده است. چنین وحدتی میان گونه‌هایِ زبانی فوق، از یک سو زبان فارسی را به‌مرور مبدل به یکی از قوی‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان کرده و از سوی دیگر امکان هرچه بیشتر معیارشدن آن را فراهم آورده است. اما گرایش و عادت نویسندگان و محققان ایرانی به ارائۀ تحقیقات خود صرفاً از طریق زبان فارسی، خاصه در یک قرن اخیر، به‌رغم فواید عظیمی که برای ما داشته، سبب شده است تا زبان فارسی و پژوهش‌های دانشمندان ایرانی تا حد زیادی مهجور و منزوی باقی بماند و چنانکه باید در چشم جهانیان ظاهر نشود. روشنفکران ایرانی همواره از خود پرسیده‌اند که چرا ادبیات معاصر امریکای لاتین یا مصر یا ترکیه در دنیا شناخته‌شده‌تر و بسیار مطرح‌تر از ادبیات معاصر فارسی است، درحالی‌که کیفیت هنریِ ادبیات معاصر فارسی دست‌کمی از آثار آن زبان‌ها ندارد؟ شاید یکی از علل این عقب‌ماندگی را باید در همین انزوای زبان فارسی و درنتیجه در مهجورماندنِ فرهنگ ایرانی در میان زبان‌ها و ادبیات جهانی جستجو کرد. نویسندگان و پژوهشگران ما در این یک قرن اخیر عادت به فعالیت در حلقه بستۀ زبان فارسی برای مخاطبان خاص و محدود خود داشته‌اند و کمتر حاضر بوده‌اند تا پا از این دایرۀ بسته فراتر نهند و برای مخاطبان وسیع‌تری سخن بگویند و بنویسند. یکی از راه‌های بیرون‌آمدن از این انزوا و شناساندن خود به جهانیان بی‌گمان این است که زبان‌های غربی و مخصوصاً انگلیسی را به‌خوبی فرا بگیریم و از این طریق به فرهنگ جهانی متصل بشویم و خود را بیشتر به جهانیان معرفی کنیم. این عمل چند فایدۀ دیگر هم دارد، من‌جمله اینکه ما را ناچار می‌سازد تا از حیث سطح دانش و استفاده از روش‌شناسیِ علمی و آشنایی با آخرین تحقیقات نظری در هر حوزه، خود را تا بالاترین سطوح جهانی بالا بکشیم، دیگر و مهم‌تر اینکه باعث می‌شود تا پژوهش‌های ارزش‌مندی را که به زبان فارسی نگاشته شده ‌است و محققان غربی به‌علت ناآشنایی با زبان فارسی از وجود آنها نامطلع بوده‌اند، به ایشان معرفی کنیم و آنها را هرچه بیشتر متوجه اهمیت و قدرت جامعۀ علمی فارسی‌زبان سازیم.
غالب نویسندگانِ مقاله‌های این مجموعه ایرانی هستند و این از مهم‌ترین ویژگی‌های آن است زیرا این نویسندگان علاوه بر آشنایی با جدیدترین مباحث علمی و تحقیقات نظری در حوزۀ تخصصی خودشان، با زبان فارسی و مآخذ نگاشته‌شده به این زبان نیز آشنایی کامل داشته و از معرفی و نقد آنها، جز در مواردی، فروگذار نکرده‌‌اند. درواقع، آنچه این کتاب را تا حد زیادی از آثار مشابهِ محققان غربی متمایز و نسبت به آنها برجسته می‌سازد، همین آشناییِ بی‌واسطۀ نویسندگانش با زبان فارسی و با مآخذِ گوناگون و متعددِ نگاشته‌شده به زبان فارسی است. ناگفته نماند که نویسندگان مجموعۀ حاضر غالباً از صاحب‌نظران حوزۀ کار خود هستند، به‌حدی که بسیاری از فصل‌های آن را می‌توان زبدۀ مطالعات مربوط به موضوع هر فصل دانست. در این نوشتار، به‌اختصار به معرفیِ مقاله‌های مجموعۀ حاضر می‌پردازیم و از بعضی اشکالات ویرایشی آن سخن می‌گوییم.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Anousha Sedighi and Pouneh Shabani
  • Jadidi (Eds.). 2018. The Oxford Handbook of ‎Persian Linguistics. Oxford University Press‎
دبیرمقدم، محمد (1392). رده‌شناسی زبان‌های ایرانی، ج 1، تهران: سمت.

Dabir-Moghaddam, M. (2001). "Word Order Typology of Iranian Languages". The Journal of Humanities, 2: 17-22.

Dryer, M. S. (2013). "On the Six-Way Word Order Typology, Again". Studies in Language, 37 (2): 267-301.